جزوه فصد

به همت استاد کرد افشاری

 

دانلود جزوه

تعريف فصد

فصد استفراغی است کلی که در آن اخلاط اربعه به طریق تفریق اتصال(جدا شدن) عروق در اثر نیشتر (تیغ) خارج می گردند و این تفریق اتصال اگر در حد اعتدال از نظر وسعت و تنگی باشد اخلاط به حد اعتدال خارج می گردند و اگر وسیع باشد اخلاط بسیار خارج شده و موجب ضعف می گردد و یا بند آمدن و التیام و جوش خوردن محل تفرق دشوار می گردد و اگر ضیق ( تنگ ) باشد اخلاط رقیق خارج گشته و غلیظ باقی می ماند و به همین دلیل باز کردن فصد به صورت ضیق منع شده است مگر هنگامیکه مراد از آن اماله ماده باشد مثل: مرعوف قليل الامتلاء.

 

مراد از استفراغ کلی چیست؟

  1. اگر منظور تنقیه کل جسم باشد استفراغ جزئی آن، استفراغ عضو خاص است مانند دماغ که سعوطات و عطوسات مخصوص تنقیه دماغ به تنهایی می باشند.
  2. اگر منظور تنقیه جمیع اخلاط باشد استفراغ جزئی آن، استفراغ خلط خاص است مانند اسهال و قی .

مراد از استفراغ کلی در تعریف فصد همان قسم دوم است زیرا در غیر این صورت فصد عروق ماقین و اربیه و…. که خون را از عضو خاصی خارج می کنند باید از تعریف فصد خارج شوند و همچنین شکی نیست که خون از هر عضوی که خارج شود چون با اخلاط دیگر ترکیب شده و آنها را نیز با خود خارج می کند ولی به نسبت کمتر، پس منظور از استفراغ کلی، استفراغ جمیع اخلاط است.

دلائل برتری فصد بر سایر استفراغات :

1-      فصد امری اختیاری است و در هر زمان و از هر رگ یا عضو خاص و به هر مقدار که لازم باشد می توانند خارج نمایند.

2-      میزان اخلاط خارج شده بر حسب ضرورت قابل تغییر است.

3-      چون فصد قابل کنترل و اختیاری است به راحتی می توان آن را قطع کرد بدون اینکه ضرری داشته باشد بر خلاف مسهل و مقی که بعد از عمل نمی توانند فوراً حبس و بند نمایند و اگر حابسات و قابضات زیاد برای بند آمدن آن استفاده شود باعث ضرر عظیم می گردد به دلیل تعارض دو مختلف به دنبال هم.

فوائد خون در بدن:

  1. غذای بدن بوده و موجب رشد بدن و بدل ما یتحلل می شود.
  2. به اعضای بدن حرارت می بخشد.
  3. مرکب حرارت غریزی و قوت حیوانی بوده و آنها را به کل بدن می رساند.
  4. مرطوب کردن و حرارت رساندن به اعضا جهت حرکت آنها
  5. رنگین و تازه کردن و رونق بخشیدن به پوست

چه کسانی شایسته خروج خون می باشند ( اندیکاسیون مطلق فصد ):

  1. کسانیکه مبتلا به امراض دمویه باشند که در این صورت اخراج خون واجب و ضروری است.
  2. کسانیکه مستعد و آماده بروز امراض دمویه[1] به دلیل کثرت و یا تغییر خون باشند یعنی معتاد و مقرر باشد که هرگاه خون در بدن آنها زیاد شود و یا تغییر کند امراض دمویه در آنها ایجاد شود. چنین کسانی باید اول فصل بهار که هنگام تحریک و هیجان اخلاط است فصد نمایند و اخراج خون به حد لازم نمایند تا از ایجاد این امراض جلوگیری شود و به همین دلیل قریشی گفته گاهی فصد به خاطر زیادتی خون و یا تغییر کیفیت آن بالقوه انجام می شود نه بالفعل.
  3. کسانیکه از ترس ایجاد مرض و آفتی عظیم بدون کثرت خون و تغییر آن فصد می شوند مثل کسانیکه در اثر ضربه و یا سقوط به جهت احتیاط اینکه ورمی برایشان ایجاد نگردد و از آن در امان باشند فصد شان  کنند و یا اینکه ورم ایجاد شده، از ترس اینکه مبادا قبل ازنضج انفجاریابد فصد کنند هر چند کثرت خون ظاهر نباشد.

 

اندیکاسیون نسبی فصد :

در غیر از 3 گروه بالا در بقیه افراد اخراج خون ضروری نیست مگر هنگام ایجاد بعضی از بیماریها از جمله صرع و سکته و خناق و رمد و ذات الجنب و اختناق رحم [2]و….. .

نظر مخالفین و موافقین در مورد ضرورت انجام فصد :

مخالفین فصد سه دلیل در اثبات ادعای خود دارند :

  1. خون ماده اصلی[3] بدن و موجب قوت و صحت آن است و چنین چیزی قابل دفع و اخراج نیست .
  2. اگر خون واجب الدفع و اخراج بود برای آن مفرغه و مدفعی وجود داشت چراکه برای صفرا مراره (کیسه صفرا) و برای سودا طحال است زیرا برای هر امر ضروری و لازم، طبیعت به اذن خدای تعالی عضوی مخلوق و مهیا گشته است.
  3. تنقیه و اخراج خون یا از جهت کثرت مقدار و یا از جهت تغییر کیفیت آن است و در هر صورت فایده ای برای آن دیده نشده بلکه ضرر متحقق می باشد زیرا در صورت کثرت واضح است که سخونت ایجاد شده و خون زاید به صفرا تولید می شود پس تنقیه صفرا واجبست نه خون و در حالت تغییر کیفیت خون به سرما یا گرما نیز اگر برودت باشد که باعث تکاثف و غلظت و کم شدن حجم خون می شود و اجازه به اخراج خون نداده اند و اگر حرارت باشد لطیف آن به صفرا و کثیف آن به سودا تبدیل می شود پس تنقیه آنها واجب است نه خون .

 

جواب موافقین فصد برای هر یک از ادله مخالفین:

  1. هر چند خون ماده اعضا و ارواح و باعث قوت بدن است ولی به شرط اعتدال مقدار و کیفیت و هر گاه از حداعتدال خارج شود و در مقدار افزایش یابد اخراج مقدار اضافه لازم و واجب است تا باعث تمدد در اوعیه (پرشدگی عروق) و انغمار(تحت تاثیر واقع شدن) حرارت غریزیه و انقهار قوت نشود چنانچه وقتی آتش اندک و چوب زیاد باشد و یا آب و غذای بسیار که بخواهند با آتش کم گرم نمایند و بپزند ممکن نیست. چرا که:

آب زیر کشتی آنرا پشتی است                           آب در کشتی هلاک کشتی است.

  1. اولا قبول نداریم که کیسه صفرا و طحال مفرغه صفرا و سودا باشند بلکه خزانه آن دو خلط بوده و هر مقدار از این دو خلط برای بدن مطلوبست با خون مخلوط شده و مابقی به اذن خالق تعالی در آن دو عضو رفته تا در صورت نیاز به تدریج مصرف شوند و لفظ کلمه مفرغه به معنی جمع شدن چیزی که مفید نباشد در اینجا بیمعنی می باشد. ثانیا نبودن مفرغ برای خون دلیل منع تنقیه آن نمی باشد زیرا برای بلغم نیز بنابه گفته مخالفین مفرغه ای نیست پس باید که آن را استفراغ ننمایند در حالیکه دستور به استفراغ بلغم داده اند و مستفرغات آن را نیز ذکر کرده اند. ثالثا می توان گفت که مفرغه هر دوخلط خون و بلغم عروق بوده که به تدریج به مصرف اعضا می رسند.
  2. شکی در آن نیست که افراط در کثرت و حرارت خون باعث تبدیل به صفرا و زیادی سوء مزاج گرم می شود پس تجویز فصد قبل از آنکه کثرت مقدار و حرارت به حد افراط رسیده و تولید صفرا کند لازم و واجب است (جهت پیشگیری) همچنین خون زاید به یکباره تبدیل به صفرا نمی شود بلکه تدریجی است پس اخراج خون موجب قطع ماده و سبب گشته و باعث تعدیل صفرا می شود. همچنین کثرت در مقدار خون همیشه به صفرا تبدیل نمی شود بلکه حرارت غریزی می تواند بر آن چیره گشته و آن را از جوشش فرو نشاند بدون آنکه به صفرا تبدیل شود پس با خارج کردن خون کم می توان به حرارت غریزی کمک کرد.

قریشی در تایید کلام مجوزین فصد و اخراج خون فرموده که هرگاه خون در مقدار زیاد شود و با کاهش غذا [4]به نحویکه به بدن ضرر نرسد نتوان آن را کم کرد و تغییر در کیفیت آن را نیز نتوان با ادویه و تدابیر معتدله جبران نمود به ناچار امری غیرطبیعی ایجاد می گردد و دفع و اخراج خون واجب می شود پس استفراغ خون واجب بوده و منع از آن مضر می باشد.

به طور کلی باید گفت که هر گاه خون از مقدار و کیفیت طبیعی خود بالفعل یا بالقوه خارج گردد اخراج خون واجب و ضروری است و در غیر این صورت جایز نخواهد بود.

 

کنتراندیکاسیون فصد :

  1. سوء مزاج سرد: چون خون کمتری دارد بلغم غالب است.
  2. در سرزمینهای خیلی سرد: چون سردی باعث غلظت خون و کاهش حجم گشته و با فصد در بدن نفوذ می کند.
  3. درد شدید: چون روح را تحلیل برده و بدن را ضعیف می کند و در این حالت فصد باعث افزایش ضعف روح و قوت خواهد شد. همچنین در درد شدید مواد و طبیعت متوجه اندام دردمند بوده و فصد آنها را به طرف اندام مورد فصد جلب می کند و باعث اختلال در طبیعت می شود اما هرگاه ترس این باشد که به دنبال درد ورم در اعضاء رئیسه یا اعضاء مجاور رئیسه ایجاد شود یا در اعضاء داخلی ورم اتفاق افتاده باشد مانند ذات الجنب در این صورت اگر شرایط فصد وجود داشته باشد می توان فصد کرد.
  4. بعد از حمام محلل(حمام های قدیمی و یا سونا): چون باعث نقصان روح و ضعف بدن می شود.
  5. بعد از جماع: خصوصا اگر با انزال باشد زیرا حرکات بدنی و نفسانی سبب تحلیل بسیار روح می شود و همراه منی روح نیز خارج می شود.
  6. سن کمتر ار چهارده سال: به جهت اینکه بدن در سن رشد بوده و مرطوب است و غلبه بلغم دارد فصد موجب ضعف و جلوگیری از رشد خواهد شد ولی هرگاه دلیل قطعی برای فصد باشد و بدن قوی و عضلات مستحکم و عروق وسیع و پر و پوست سرخ رنگ باشد می توان به تدریج و اندک اندک فصد نمود تا بدن به آن عادت کرده و فصد بی ضرر باشد.
  7. در سنین کهنسالی: چون در این سن نیز خون کم تولید شده و بدن ضعیف می گردد مگر در ضرورت شدید و داشتن شرایط بدنی  مناسب که در اینصورت افراط در خونگیری نیز نباید کرد.
  8. افراد لاغر کم خون: لاغری به دو گونه است :

الف:خون کم است که این مانع فصد است.

ب:خون زیاد است ولی به سبب گرمی شدید، بدن آن را مصرف نمی کند و بدل مایتحلل نمی سازد پس خون در بدن جمع گشته ولی همچنان لاغر است. در چنین شخصی جهت تقلیل ماده و کاهش حرارت خون، باید فصد کرد و مبردات (مطفیات مجوزه) داد. افتراق این دو گروه با عدم امتلاء عروق و ضعف طبیعت و ….  که لازمه کمی خون است ظاهر می باشد.

  1. افراد چاق شحمی (متخلخل-پف آلود) : چاقی نیز دو گونه است :

الف: لحمی (گوشتی) که در آن بدن تنومند و گرم است و دم غالب بوده و فصد جایز است.

ب: شحمی که در آن بدن سست و نرم می باشد و بلغم غالب بوده و فصد جایز نیست.

نکته :

در چاقی لحمی نیز در صورت ضرورت شدید باید فصد کرد زیرا فصد باعث فشرده و خالی شدن عروق و حبس شدن حرارت غریزی می شود و این مرگ آور است.

  1. سفید پوستان و زرد پوستان کم خون: زردی پوست نیز دو دسته است :

الف: خون بدن کم شود چه ظاهری و چه باطنی مثل بیماران در دوران نقاهت که در اینها فصد ممنوع است.                                                                                                                                      ب: خون در بدن زیاد است ولی غلیظ بوده و به سوی پوست نمی آید و پوست زرد نشان می دهد که این مانع فصد نیست.

  1. در بیماریهای مزمن و طول کشیده چون باعث نقصان خون و سوءهاضمه می شود نباید فصد کرد مگر آنکه فساد خون علت بیماری باشد که در این صورت فصد جایز است اما در هنگام فصد باید در رنگ و غلظت خون دقت کرد اگر خون سیاه و غلیظ بود باید به مقدار لازم خارج گردد اما اگر سرخ کمرنگ و رقیق بود باید فورا بند آورده و مانع اخراج خون شد که خطرناک است.

12.   در حالت سیری معده از غذا و یا روده ها از فضولات (مدفوع): به جهت آنکه ممکن است ماده نضج نیافته به سوی عروق کشیده شده و سبب سده (گرفتگی) در عروق (ماساریقا و ….) شود نباید فصد کرد اما اگر معده از غذا و روده ها از فضولات پر باشد و فصد نیز در آن واجب گردد ابتدا باید برای تخلیه معده قی و برای تخلیه روده ها تنقیه کرده و پس از استراحت طبیعت فصد کرد.

  1. 13. کسانیکه فم معده او ذکی الحس [5]و یا ضعیف[6] دارند و یا افزایش صفرا [7]در فم معده دارند نباید فصد شوند به خصوص هنگامی که معده خالی باشد (ناشتا) و اگر ضرورت شدید ایجاب کرد در حالت ناشتا فصد شود خوراک لطیف کمی بخورند و بعد فصد نمایند. در چنین افرادی قبل از فصد باید لقمه نان پاکیزه با رب سیب و یا به و انار و امثال آن که خوشبو بوده و خیلی ترش نباشد میل کنند ولی اگر ضعف معده به علت سردی باشد باید نان را با شربت (نشاط آور) مانند گلاب و یا شربت نعناع مشک دار بخورند و کسی که صفرا در معده اش زیاد تولید می شود اول باید با آب گرم+نمک+سرکه و یا سکنجبین قی کند و سپس لقمه نانی با سکنجبین و یا شربتهای ترش مناسب خورده و پس از اندکی استراحت فصد نماید و بعد از فصد جهت جایگزینی خون، کباب را جویده و آب آن را تناول کند و گوشت آن را زیاد نخورد زیرا که معده به سبب فصد ضعیف شده و از هضم غذاهای سنگین عاجز است.

نکته :

قی با آبگرم و سکنجبین در صورتی است که صفرا غلیظ باشد ولی اگر رقیق باشد قی با آب سرد بهتر است زیرا باعث اجتماع صفرا و تغلیظ آن و منع از پراکندگی صفرا و نیز باعث تقویت معده می شود.

 

  1. در مسمومیتها یا گزش حیوانات سمی، فصد نباید کرد مگر در گزش نوعی کژدم که وقتی کسی را بگزد از محل ریشه موها دچار خونریزی می شود.
  2. در بیماریهای مزمن و ناقهین نباید فصد کرد چون مرض باعث ضعف قوا می شود.
  3. در سایر موارد مانند مستی، قی، اسهال، بی خوابی، خستگی بیش از حد و… نیز نباید فصد کرد.

 

اندیکاسیون نضج اخلاط در هنگام فصد (چه کسانی باید قبل از فصد منضج دریافت کنند):

برای اینکه ببینیم چه کسانی قبل از فصد احتیاج به منضج دارند باید بدانیم هدف از فصد در بیمار مورد نظر چیست؟

اگر هدف خروج ماده و یا کم کردن خون (ازدیاد خون) است هیچ درنگی جایز نیست و باید بلافاصله فصد کرد اما اگر هدف خروج مواد زاید (تغییر کیفیت) باشد باید غلظت و لزوجیت خون بررسی شود. اگر خون غلیظ و لزج باشد باید حتما نضج پیدا کند چون خون غلیظ با فصد معتدل خارج نمی شود مگر اینکه فصد کاملا وسیع باشد که در اینصورت نیز چون خون و روح زیادی از بدن خارج می شود سبب ضعف بدن می گردد و خون لزج نیز به جدار عروق چسبیده و خارج نمی شود زیرا فصد بر خلاف مسهل یا مقی، عاری از قوه جاذبه است پس بدون شک هرگاه خون غلیظ و لزج را بدون نضج فصد کنیم خون تمیز و ارواح با آن خارج خواهد شد و موجب ضعف بدن و دستگاه گوارش و سردی مزاج و آفات و مفاسد بسیار خواهد شد اما اگر در خونی که واجب الاستفراغ است غلظت و یا لزوجیت وجود ندارد باید دید خون معتدل است یا رقیق؟ اگر خون معتدل است بلافاصله باید فصد کرد و اگر رقیق بود باید دید در عضو خاصی محصور است یا در عروق منتشر می باشد؟ اگر منتشر بود که به منضج نیازی نیست چون بدن برحسب طبیعت اقدام به خروج خون فاسد و حفظ خون صالح خواهد نمود ولی اگر محصور در عضو خاصی باشد مانند نقرس یا درد مفاصل و….  باید منضج داده و صبر کرد تا به قوام معتدل درآید و سپس فصد نمود به جهت آنکه خون رقیق محصور در عضو، در عروق بافتها نفوذ کرده و خارج کردن آن امکان ندارد و ماده صالحه غیر محصوره خارج می گردد پس اخراج آن باعث بدتر شدن وضع خواهد شد.

نکته:

برای اینکه نوع خون (غلیظ و لزج یا معتدل و رقیق بودن) را بررسی کنیم ابتدا رگ را شکافته و مقدار کمی خون برای نمونه و بررسی می گیریم اگر احتیاج به فصد داشت خونگیری را ادامه می دهیم و اگر محتاج منضج بود محل را پانسمان کرده و پس از نضج ماده فصد می کنیم که به این عمل استظهار خون گویند.

نکته: بعد از دادن منضج نیز عمل استظهار تکرار می شود.

 

نکته:

مساله اصلی این است که احتیاج به نضج برای فصد، در صورت حدوث بیماری می باشد و افرادی که مستعد بیماریهای دموی بوده ولی هنوز خون آنها خیلی از حداعتدال خارج نگشته و بیماری حادث نگردیده است ( فصد پیشگیری) می توان فصد بدون منضج انجام داد و اگر مقداری از خون زاید باقی بماند چون طبیعت بدن سالم است در جهت اصلاح آن بر می آید بر خلاف وقتی که بیماری حادث گردید که حتما باید منضج داد. به استثناء مالیخولیا که در آن چون خون غلیظ سوداوی محصور در عضو می باشد بدون نضج نباید فصد نمود.

 

اندیکاسیون لزوم فصد در مرحله انحطاط بیماری (وقتی که بیماری رو به بهبود است):

  1. ماده بیماری خون نباشد ولی با وجود این، غلبه خون نیز وجود دارد به حدیکه ترس از ضرر باشد در این صورت اگر مانعی وجود نداشته باشد باید فصد کرد مثل کسی که تب صفراوی داشته و خون در مزاج او غالب باشد در اینصورت در زمان ابتدا و تزاید بیماری، فصد نمی توان کرد بلکه با روشهای دیگر تب را فرو نشانده تا بیماری به انحطاط رسد و در این زمان چون ترس از تبدیل خون به صفرا و عود مجدد بیماری وجود دارد دستور فصد مناسب و مفید است.
  2. ماده مرض خون باشد و با تطفیه و تسکین آن بیماری از شدت افتد اما چون ماده مرض باقی است ترس از عود مجدد وجود دارد در اینصورت نیز فصد جایز می باشد چون در امراض دمویه که با یا بدون داروی تطفیه فروکش کند اگر ماده همچنان غالب باشد ممکن است در اثر محرک ضعیف بدنی یا نفسانی دوباره بیماری عود نماید مثل تب سونوخس که به تطفیه و تبرید و تغلیظ ماده روبه کاهش می رود ولی به جهت ایمنی از عود آن فصد لازم است.

 

اندیکاسیون فصد وسیع :

1 . ماده غلیظ و لزج باشد.

2. ماده غلیظ و سوداوی باشد.

3. جهت استظهار خون (نمونه برداری جهت تشخیص نوع و رنگ و قوام آن)

منظور از فصد وسیع، فصدی است که برش آن در طول رگ بوده به اندازه متوسط و در زمان معتدل خون واجب الدفع را اخراج نماید و نباید خون را یکدفعه بگیرند بلکه بعد از دفع مقداری خون، انگشت را چند ثانیه روی محل گذاشته و بعد بردارند و کمی خون بگیرند و این کار را چند بار تکرار نمایند تا خون به اندازه نیاز خارج شده و این کار باعث اخراج مواد فاسد و حفظ قوت و مانع ایجاد غش می شود.

 

اندیکاسیون فصد ضیق :

  1. هنگامی که هدف خروج ماده باشد در مریضی که غلبه دم ندارد (قلیل الامتلاء)
  2. در افراد لاغر و حامله
  3. کسانیکه عروق باریک دارند
  4. در فصل گرما
  5. کسانیکه احتمال بروز غش دارند
  6. جهت بند آوردن خونریزی در مریضی که خونریزی حاد دارد (اماله ماده)

فصدی که هدف از آن بند آوردن خونریزی باشد :

همانطور که اسهال را با اسهال و قی را با قی قطع می نمائیم خونریزی را نیز می توان با خارج کردن خون قطع نمود مثلا در مریضی که خونریزی درونی حاد (نزف الدم) دارد (از بینی، سینه، مقعد، رحم و یا زخمها و …) جهت جذب ماده به طرف مخالف می توان فصد کرد.

 

خصوصیات فصدی که هدف از آن بند آوردن خونریزی باشد :

1. این فصد باید بسیار تنگ باشد زیرا مقصود اماله ماده است نه تنقیه آن.

2. در اینگونه فصدها باید ابتدا خون کمی گرفته و چند ثانیه خون را با انگشت بند آورده و سپس رها کرد، چند بار این کار را تکرار کرده تا خونریزی بند آید هر وقت که خونریزی بند آمد نیاز به تکرار فصد نیست، با این روش قوت حفظ شده و ضعف بروز نمی کند.

3. در هر مرتبه تکرار، از دفعه قبل خون کمتری باید گرفته شود. شیخ الرئیس می فرماید: تکرار اعداد فصد بهتر است از افزایش مقدار اخراج خون به یکدفعه.

اگر خونریزی به حدی شدید باشد که با این روش نتوان آن را قطع کرد و ترس از مرگ وجود داشته باشد باید یکباره آن قدر خون از مریض گرفت تا غش کند زیرا غش خون را غلیظ کرده و به سبب غلظت از خونریزی باز می دارد و همچنین غش خون را به تبعیت از طبیعت که مایل و متوجه بسوی قلب است به باطن برده و از خونریزی باز می دارد.

احکام تثنیه فصد :

تثنیه فصد یعنی تکرار فصد از یک موضع. برای این کار باید رگ را در طول و روی مفصل به صورت وسیع گشود تا حرکت مفصل مانع از التیام محل فصد شود، با این وجود اگر قرار باشد تکرار بعد از چند روز صورت بگیرد برای جلوگیری از بسته شدن رگ، پارچه را با روغن زیتون و نمک آغشته و تا نموده روی محل فصد می گذارند و می بندند تا زخم جوش نخورد زیرا روغن زیتون مانع از به هم رسیدن دو لبه زخم و نمک مانع عفونت می شود. در صورت تکرار فصد در همان روز بعد از 6 ساعت، احتیاج به این کار نیست مگر بیمار دارای پوست کلفت و زود جوش باشد.

نکته :

اگر تیغ فصد را با روغن زیتون و نظایر آن روغن مالی کنند یعنی تیغ را در روغن غوطه داده و با پارچه پاک نمایند تا مختصری چرب باشد باعث کمتر شدن درد فصد و دیر جوش خوردن زخم می شود ولی احتمال عفونت بالاست.

نکته :

اگر قرار باشد تکرار فصد در همان روز اتفاق بیافتد باید بیمار را از خواب بازداشت زیرا که در خواب افعال طبیعی قویتر بوده و باعث التیام سریعتر محل فصد می گردد.

انديكاسيون تأخير در تثنيه فصد:

  1. ضعف بنيه مريض كه تحمل گرفتن خون يكباره را ندارد پس مهلت داده تا در وقت نياز كه بيمار تحمل دارد فصد تكرار شود حتي اگر بعد از يك هفته باشد.

2.  ماده اي كه بايد خارج شود هنوز نضج كامل نيافته باشد كه ابتدا مقداري خون براي كم كردن امتلاء گرفته و صبر مي كنيم تا نضج كامل صورت گيرد.

3. ماده اي كه بايد خارج گردد در اندام دوري باشد كه نتوان آن را فصد كرد اندام ديگر را فصد كرده و كمي خون مي گيرند تا طبيعت به حركت آمده و خلط فاسد را به محل فصد آورد اما نهايت تأخير در اين نوع يكساعت است به شرطيكه بيمار ضعف نداشته باشد.

4. خون فاسد بسيار و خون صالح كم باشد كه در اينصورت تأخير تا زماني است كه خون صالح جايگزين خون صالح اوليه که خارج شد گردد تا در اين صورت از ضعفي كه بعد از فصد به وجود مي آيد جلوگيري شود.

نكته :

هرگاه مراد از فصد بندآمدن خونريزي باشد فاصله ميان فصد اول و دوم يك روز در ميان است ولي در صورتي كه خونريزي شديد باشد سه ساعت فاصله كافي است به شرطي كه موارد گفته شده در قبل رعايت و بعد از بندآمدن خوني گرفته نشود.

اگر تثنيه فصد با فاصله زمان كوتاه منظور باشد برش عرضي و اگر زمان طولاني تر ولي در همان روز باشد مورب و اگر به دفعات و با فاصله بيشتر باشد برش طولي بهتر است زيرا برش عرضي زودتر التيام يافته و بعد مورب و بعد طولي است و اين در مورد برش روي شريان است زيرا اكثر الياف شريان در عرض آن واقع است پس در برش طولي بدليل پارگي الياف بيشتر ديرتر التيام مي يابد. همچنين شريان هنگام ضربان به صورت عرضي گشاد مي شود و اين باعث بازشدن لبه هاي زخم و دير التيام يافتن برش طولي مي شود.

 

 

 

 

اما در وريد اگر برش روي مفصل باشد به دليل حركت مفصل، برش طولي ديرتر از برش مورب و برش مورب ديرتر از عرضي التيام مي يابد. اما اگر در محلي غيرمفصلي يا نزديك آن با شد برعكس است.

هرچه درد هنگام فصد بيشتر باشد برش زودتر التيام مي يابد چون شدت درد باعث افزايش قدرت طبيعت مي گردد.

خوردن غذاي مقوي لطيف و كم حجم بين دو فصد براي حفظ قوت و تقويت بدن نياز است.

نكته مهم :

مجوز براي هر روش درماني مراعات حفظ قوت بدن است كه از دست نرود.

اندیکاسیون فصد در شب :

1.  مجانین

2. کسانیکه وسواس دارند.

مجانین و افرادی که اهل وسواس هستند را در شب هنگام خواب عمیق باید فصد کرد زیرا در شب به خاطر تاریکی و خنکی هوا خواب عمیق تر است و حرکتی ندارند و فصاد راحتتر می تواند فصد کند و اهل وسواس نیز به خاطر ترس از فصد و دیدن خون اجازه فصد نمی دهند و یا ممکن است غش ایجاد شود که فصد در شب باعث ندیدن خون و سرعت التیام موضع فصد است.

یکی دیگر از دلایل فصد در شب، عدم مشغولی طبیعت به ظاهر بدن و توجه به باطن می باشد که باعث می شود در اثر حرارت درونی اخلاط غلیظ رسوب کرده، رقیق شده و به هیجان آمده و با خون مخلوط می گردند و از این جهت است که افرادیکه اخلاط فاسد در بدنشان زیاد است هنگام خواب بسته به نوع خلط، خوابهای رنگی و مختلف می بینند مثلا کسانیکه غلبه سودا دارند کابوسهای ترسناک می بینند. هر گاه علائم امتلاء ظاهر شود باید دید که امتلاء از خون است یا اخلاط بلغمیه نیمه خام زیرا اگر ازاخلاط خام باشد فصد نمایند مضر بوده و خوف هلاکت میرود که در اینصورت باید منضج داد و پس از نضج فصد نمود و اگر امتلاء دموی صرف باشد به محض ظهور علائم می توان فصد نمود.

زمان فصد:

فصد یا اختیاری است یا اضطراری. فصد اضطراری در هر وقت که احتیاج شد بدون تاخیر باید فصد کرد حتی در نیمه شب و اگر سن و توان بدنی مساعد باشد هیچ مانعی وجود ندارد. اما بهترین زمان فصد اختیاری، روزهای15 تا 27 ماه قمری هنگام ظهر یک ساعت بعد از غذا می باشد.

ازاول تا 14 ماه به خصوص هفته اول که نور کم است به دلیل انقلاب و حرکت رطوبت، خون صالح با فاسد مختلط گشته و در آخر ماه نیز به دلیل اینکه اخلاط در آن غلیظ شده و سخت خارج می شود فصد جایز نیست.

بهترين زمان فصد در زمستان روزي است كه در آن باد و باران نباشد (طوفان نباشد) و اگر ضرورت شديد وجود داشت روزي كه در آن باد جنوبي مي وزد بهتر از باد شمالي است زيرا باد جنوبي به نسبت گرمتر است و در فصل تابستان نيز بهترين زمان اعتدال هواست تا طبيعت بدن آرام و بدون تشويش باشد و در صورت ضرورت در تابستان، باد شمالي كه باعث خنك و مرطوب شدن هوا مي شود بهتر است.

 

قوانین کلی فصد :

1. روزی که مرض در حرکت و ماده آن در ثوران (جوشش) باشد در آن روز فصد و استفراغ ممنوع است زیرا که آن روز، روز نوبه و مجاهده طبیعت با بیماری است و فصد باعث ضعف طبیعت و باز ماندن آن از دفع مرض و غلبه بیماری می شود پس طبیعت در آن روز باید حتی المقدور ساکن بوده و به امر خود مشغول گردد.

  1. در بیماریهای مزمن و صاحب بحرانات محتاج به فصد باید سعی شود که فصد انجام نگیرد اما اگر به هیچ وجه بیماری تسکین نیابد و ناگزیر باید فصد نمود خون بسیار خارج ننمایند تا بدن ضعیف نگردد و اگر احیانا احتیاج به فصد دیگر شد بتوان فصد را چند بار تکرار کرد.

3. در کسی که هر ساله عادت به فصد دارد (بعید العهد بفصد) در فصل زمستان، سنگینی بدن و خواب زیاد و شیرینی طعم دهان و … که نشانه غلبه خون می باشد حادث شود میتوان او را فصد کرد به شرط آنکه خون کم بگیرند زیرا در این فصل، خون بیشتر از سایر فصول، جهت مقاومت و ایمنی بدن و حفظ از سردی مطلوب است و همچنین به سبب سردی هوا تکاثف در خون ایجاد شده و باعث کم شدن حجم آن می گردد.

  1. در موارد حبس طبیعت (یبوست و خشکی بدن) و قولنج غیرورمی اجتناب از فصد لازم است زیرا فصد ماده را به طرف غیر روده ها کشانده و از روده ها دور می کند و حبس را شدت می بخشد و باعث افزایش ضعف ناشی از شدت بیماری می گردد ولی در قولنج ورمی[8] جز فصد چاره و علاجی نیست و همچنین گاهی حبس و قبض طبیعت به جهت کثرت ماده که متوجه اعالی (بالاتنه) است می باشد که در این صورت فصد و اخراج ماده باعث انحراف طبیعت از بالا به طرف دفع فضولات و از بین رفتن احتباس می شود و نیز انصراف طبیعت به جهت دیگر (غیر از روده ها) باعث می شود صفرا به روده ها نرسیده و حبس ایجاد شود که در این صورت نیز با فصد، صفرا (که محرک روده می باشد) متوجه روده ها شده و باعث رفع یبوست می شود. گاهی ورم مجرای میان کیسه صفرا و روده ها مانع رسیدن صفرا به روده ها و ایجاد یبوست می شود که در این صورت نیز فصد مفید خواهد بود.
  2. زنان حامله و حایض را حتی المقدور نباید فصد کرد مگر ضرورت قوی وجود داشته باشد.

دلیل ممنوعیت فصد در زنان حامله:

خروج خون باعث فقدان غذای جنین و ضعف آن می گردد بنابراین طبیعت نمی تواند جنین را حفظ کرده و لذا سقط می نماید. همچنین هر استفراغ قوی دیگر، تقلیل غذا یا تغذیه با غذاهای دارای ارزش غذایی پائین، در حکم فصد و باعث سقط شده و لذا ممنوع می باشد. با این تفاوت که سقط به دنبال این موارد قبل از ماه چهارم و بعد از ماه هفتم [9]روی می دهد به خلاف فصد که موجب سقط هنگامی می شود که جنین بزرگ شده و وزن گرفته است که در این صورت احتیاج به غذا بیشتر شده و از کمبود آن ضعف بیشتر حادث می شود بنابراین طبیعت قادر به تحمل آن نبوده و جنین سقط می شود. پس ضرر فصد قبل از ماه هفتم از تکون کمتر می باشد به شرط آنکه سبب سقط فقط کمبود غذا باشد به خلاف استفراغات دیگر که علت سقط در آنها بیشتر به علت ایجاد اضطراب در بدن و کاهش رطوبت است چون داروی مستفرغ رطوبت را جذب کرده و باعث سقط می شود.

اندیکاسیون فصد در زنان حامله :

  1. زوال آفت بالفعل یعنی وقتی بیماری جدی دمویه ایجاد شده باشد و بدون فصد قابل درمان نباشد و اگر فصد ننمایند جان مادر در خطر افتد در اینصورت باید رگ را تنگ باز کرده و خون کمتری بگیرند تا ضعف کمتر عارض گردد.
  2. جهت ایمنی مادر یا نوزاد از حدوث بیماریهای دمویه به شرط اینکه با امتحان و تجربه یقین حاصل شده باشد اگر فصد انجام شود بعد از زایمان مادر و جنین هر دو سالمتر خواهند بود و در غیر این صورت هر دو یا یکی (مادر و جنین) به آفات و امراضی مثل جوش و چرک و دمل و… مبتلا خواهند شد و این مخصوص دموی مزاجان کثیرالدم می باشد و در صورت یقین کامل، جایز است و با حدس و گمان فصد نباید نمود.

دلایل ممنوعیت فصد در زنان حایض :

الف)ممکن است در اثر توجه طبیعت و خون به سمت دیگر به دنبال فصد خون حیض قطع و حبس شود.

ب) ممکن است در اثر افراط در خروج خون ضعف شدید عارض گردد.

اگر ترس از این دو مورد نبوده و احتیاج به فصد باشد هر چند خیلی ضروری نیز نباشد باید فصد نمود و به مقدار ضرورت خون گرفت.

6.  هر گاه علائم امتلاء ظاهر شود باید دید که امتلاء از خون است یا اخلاط بلغمی نیمه خام زیرا اگر از اخلاط خام باشد فصد نمایند مضر بوده و خوف هلاکت میرود که در این صورت باید منضج داد و پس از نضج فصد نمود و اگر امتلاء دموی خالص باشد به محض ظهور علائم می توان فصد نمود.

7. در سوداوی مزاجان که سودا در مزاج ایشان غالب باشد باید ابتدا فصد کرد و سپس منضج و مسهل داد.

8.  هرگاه خون در بدن به مقدار کم فاسد شود باید فصد نمود اما با خونگیری کم و بعد از آن با غذاهای لطیف و محمود تقویت نموده و صبر کرده و دوباره همان فصد را باز کنند ( به آن تثنیه فصد گویند که در ادامه توضیح داده خواهد شد) تا آنکه خون فاسد خارج شده و خون صالح محفوظ ماند زیرا طبیعت بدن، مانع خروج خون صالح می گردد و همه توجه آن بر دفع خلط فاسد است مگر آنکه خون فاسد، غلیظ و لزج باشد که طبیعت نتواند بر آن غلبه یابد.

نکته :

هر گاه خون محمود در بدن کم و اخلاط فاسده زیاد باشد باید از فصد اجتناب کرد زیرا هر چند طبیعت متوجه دفع فاسد و حفظ صالح است ولی نمی تواند مانع شود که مطلقا هیچ خون صالحی خارج نشود پس ناگزیر مقداری از خون صالح نیز همراه با اخلاط فاسد دفع شده و این باعث افزایش تضعیف بدن می شود پس در این موارد مطلقا نباید فصد کرد مگر در صورت حاجت قوی و با ملاحظه موارد بالا که نادر است.

  1. هر گاه خون در بدن شخصی مایل به عضو خاصی باشد که سبب بیماری گردد و فصد لازم باشد باید اخراج خون اندک اندک و به دفعات صورت گیرد (تثنیه فصد) زیرا خون هایی که مایل به عضو خاصی نیستند و در بدن در جریانند بیشتر خارج می شوند پس باید به تکرار و کم کم و همراه با تقویت بدن و تجویز غذاهای صالح مولد خون جید، فصد صورت گیرد تا ضعف روی ندهد.

10    . هرگاه در مریضی که نیاز به فصد دارد اخلاط فاسد مخلوط با صفرا باشد باید دید که بیماری به علت افزایش کمیت است یا تغییر در کیفیت آن؟ اگر افزایش مقدار صفرا در معده باشد با قی و اگر در روده ها باشد با اسهال لطیف خفیف تخلیه کرده و اگر تغییر در کیفیت است در تسکین و خنک کردن آن کوشند و مریض را از هر چه که باعث طغیان آن است باز دارند و بعد از حصول تنقیه یا تطفیه فصد نمایند تا هیچ آسیبی ایجاد نگردد.

نکته :

اگر ماده غلیظ و محتاج به فصد باشد طبق نظر همه اطباء باید ابتدا استحمام کند و سکنجبین ملطف معمول مثل سکنجبین زوفا و حاشا بیاشامد تا ماده لطیف شده و فصد نمایند. راه رفتن را نیز بعضی از اطبا جزء تدابیر لطیف کننده دانسته اند اما بعضی دیگر آن را منع کرده و گفته اند که استراحت و سکون به هضم کمک کرده و نضج در آن بیشتر اتفاق می افتد پس اولی تر است.

11. هر گاه با وجود ضعف بدن به سبب تب و یا اخلاط پست احتیاج به فصد شد باید فصد تثنیه و به دفعات انجام شود تا خروج ماده با مراعات قوت بدن باشد.

12. اگر در فصد خون زیاد گرفته شود گرمی خون باقی مانده و چون رطوبت کم شود صفرا به حرکت آمده و اجزای لطیف خون به صفرا تبدیل می گردند و بعد از چنین فصدی زبان خشک می شود زیرا رطوبت زبان نسبت به سایر رطوبت ها لطیف تر بوده و زودتر از بین می رود پس اول خشکی زبان روی می دهد در چنین حالتی باید ماءالشعیر و شکر که غذای لطیفی است به بیمار خورانده شود و اگر احتیاج به تقویت بیشتر باشد گوشت بزغاله یا گنجشک در آن اضافه کنند و به سبب ضعف معده و کاهش قدرت هضم آن بعد از فصد غذای زیاد و حجیم میل نکنند.

13. بهتر است بیمار هنگام فصد، به پشت خوابیده و طبیب نبض وی را در دست داشته باشد تا هر گونه تغییر یا ضعفی را متوجه شود.

 

احکام فصد بر حسب انواع تب (حمی) :

  1. 1. در تب با التهاب شدید و در ابتدای تب غیر حاده و در ایام دور آنها باید از فصد اجتناب کرد.

دلیل پرهیز از فصد در تب با التهاب شدید :

الف. در چنین تبهایی صفرا غالب است نه خون پس باید مسهل داد نه فصد.

ب. اخراج خون باعث کاهش رطوبت و افزایش صفرا می شود در نتیجه التهاب شدت می یابد.

ج. در چنین تبهایی بدن تحلیل می رود و فصد نیز ضعف بدن را بیشتر می کند.

دلیل اجتناب از فصد در ابتدای تبهای غیر حاده :

الف. اگر غلبه خون نباشد که دلیل آن واضح بوده و فصد جایز نمی باشد.

ب. اگر غلبه خون باشد ماده غلیظ است و گرفتن خون باعث افزایش سرما و افزایش غلظت خون خواهد شد، اما اگر خون کم بگیرند باعث سبکی طبیعت و غلبه آن بر بیماری می شود و زود نضج می یابد.

نکته :

اگر در تبهای غیر حاده، نضج یافته باشد فصد مفید خواهد بود.

دلیل پرهیز از فصد در ایام دور یا روزهای نوبه:

در این روزها طبیعت مشغول دفع مرض است و فصد موجب اضطراب و تشویش طبیعت و ضعف آن می شود و از کار خود باز می دارد.

2. تب همراه با تشنج خشک یا مرطوب :

الف. تشنج خشک: در تبهای محرقه ایجاد شده و باعث ضعف اعصاب و بیداری و تعریق بسیار و ضعف بدن است و اخراج خون در این حالت مضر بوده و باعث شدت بیماری می گردد.

ب. تشنج مر طوب: اگر به سبب امتلاء اعصاب از بلغم باشد که فصد جایز نیست و اگر از غلبه خون باشد فصد در آن جایز است به شرطی که خون کم بگیرند که باعث ضعف بدن و تشنج نگردد.

3. درحمی یوم و حمی سونوخس به دلیل امتلاء بدن از خون فصد جایز است ولی باید خون کم گرفت یعنی خون به اعتدال نرسیده فصد را تمام کرد و بند آورد تا احتیاج به تقویت و خوردن غذای زیاد نباشد زیرا زیاد خوردن غذا در حمیات، باعث ازدیاد تب و اضطراب طبیعت می شود و حرارت طبخ غذا و افزایش بخارات آن باعث افزایش حرارت قلب و سایر اعضا می شود پس اگر خون کمی بگیرند بدن مابقی را صرف تغذیه بدن کرده و به تدریج مصرف می کند و احتیاج به غذای زیاد ندارد.

سؤال:

اگر در تب سونوخس که علت آن امتلای خون است باید خون به حداعتدال نرسیده بند آورده شود پس چرا در تب مطبقه که تب دموی عفونی است و به جهت عفونت، تحلیل قوا در آن بیشتر و احتیاج به غذا نیز بیشتر است تقلیل خون گیری لازم و ضروری نیست؟

جواب :

این مطلب که در تب حمی عفنیه (عفونی) احتیاج به غذا بیشتر است درست نیست بلکه اصلا به غذا احتیاج ندارد چون طبیعت متوجه اصلاح عفونت و تحلیل فضولات است و اصلا متوجه جذب غذا نیست و از این جهت در تب مطبقه تا اعتدال در مقدار آن ظاهر گردد می توان خون گرفت خصوصا اگر نبض عظیم و پهن و ادرار غلیظ و مایل به قرمزی باشد مگر هنگامیکه تب مطبقه شدید الالتهاب باشد که در اینصورت تقلیل اخراج خون ضروری است به دلیلی که ذکر شد. اگر ادرار رقیق بود و نبض ضعیف، اصلا نباید فصد کرد هر چند تب مطبقه باشد چون ادرار رقیق اگر به سبب تنگی یا بسته شدن مجرا نباشد (علل انسدادی) دلیل کمی خون است و در چنین حالتی فصد جایز نیست اما اگر دلیل انسدادی دارد و نبض قوی باشد باید فصد کرد.

4. در تبهایی که همراه با لرز قوی باشند فصد جایز نیست چون لرز دلیل بر عفونت سرد مانند بلغم و سودا می باشد. عفونت صفراوی باعث سیخ شدن موها (قشعریره) می شود نه لرز شدید، عفونت خون قشعریره هم ندارد مگر به ندرت. در تعفن ماده سرد فصد جایز نیست مگر هنگامیکه همراه با غلبه خون باشد و سن و فصل و عادت ایجاب کند که در این صورت فصد نمودن و کمی خون گرفتن جایز است خصوصا اگر بعد از نضج ماده متعفنه باشد ولی فصد در لرز و یا تکرار فصد و خون گرفتن زیاد باعث انقلاب صفرا و افزایش خامی بلغم خواهد شد.

نکته :

هرگاه تب همراه با ادرار سفید و رقیق و یا افزایش صفرا بود فصد جایز نیست چون فصد باعث افزایش غلبه صفرا می شود.

نکته :

اگر در تبی فصد جایز باشد و موانع فصد وجود نداشته باشد باید بلافاصله فصد کرد هر چند چهل روز از بیماری گذشته باشد (مزمن شده باشد) و آنچه بعضی از اطبا گفته اند بعد از چهل روز بیماری نباید فصد کرد اعتباری ندارد.

5. هر گاه در بیمار تبدار، فصد ضروری نباشد و مانعی نیز برای فصد مثل غلبه صفرا و یا بلغم وجود نداشته باشد بهتر آن است که فصد کنند و خون کمی بگیرند تا طبیعت قوت گرفته و بتواند ماده مرض را دفع کرده و تب فروکش نماید البته باید سن و جثه و توان فرد در نظر گرفته شود.

نکته مهم :

هر گاه تب دموی باشد و برای فصد و اخراج خون زیاد، مانعی نباشد و دو روز از بیماری گذشته باشد باید خون زیاد بگیرند که در اکثر اوقات حین فصد، تب قطع می گردد اما در روز اول و دوم چون هنوز ماده نضج نیافته، افراط در خونگیری نباید کرد و این با گفته قبلی که خون احتیاج به منضج ندارد منافاتی ندارد چون اخراج خون با زیاده روی در اخراج متفاوت است. در دو روز اول می توان فصد کرد ولی خونگیری باید کمتر انجام شود. هر خلطی احتیاج به نضج دارد ولی ماده خون نسبت به اخلاط دیگر به دلیل حرارت و رطوبت بالا نضج یافته تر است و سریعتر از اخلاط دیگر نضج می یابد و اگر مانعی نداشته باشد در روز سوم نضج آن تمام می گردد.

 

نکاتی كه بايد قبل و بعد از فصد به آن توجه شود:

  1. حمام: به جهت اينكه نرمي پوست باعث سرخوردن پوست و مشكل شدن فصد مي شود قبل از فصد نبايد حمام رفت اما اگر كسي كه قرار است فصد شود داراي غلظت خون و يا پوست ضخيم باشد براي رقيق شدن خون و نرمي پوست بهتر است قبل از فصد به حمام برود. بعد از فصد، حمام محلل يعني حمامي كه بسيار گرم و طولاني مدت باشد باعث تحليل بدن مي شود ولي حمام معتدل براي نرمي بدن و التيام موضع فصد مفيد بوده و باعث تحليل اخلاط فاسد باقي مانده مي گردد.
  2. خوردن و آشاميدن زياد: در اثر فصد طبيعت ضعيف شده و معده تحمل هضم غذا را ندارد و هضم ناتمام باعث فساد مي گردد پس بعد از فصد بايد تا 3-2 روز غذاي لطيف كم بخورند و به تدريج به عادت گذشته برسانند.
  3. حركات نفساني و بدني شديد: چون بدن را ضعيف مي كنند مثل غضب، شادي، ترس و جماع.
  4. خواب: از آن جهت كه فصد اخلاط را به جريان انداخته و باعث حركت بخارات مي شود، خواب بعد از فصد باعث حبس اين بخارات در عضله و بي حالي اعضاء مي گردد. كمترين فاصله ميان فصد و خواب شش ساعت است. اما اشخاصي كه معتاد به خواب مي باشند بايد فصد ايشان را در بيشترين فاصله از زمان خواب انجام داد و حداقل 3 ساعت بعد بخوابند.
  5. ورزش: باعث حركت و طغيان اخلاط شده و فصد بعد از آن باعث شدت خواهد شد و به دليل حركت اخلاط بدن گرم شده و گاهي تب عارض مي شود كه تب نيز، خود محلل قوا بوده و ضعف ناشي از فصد را شدت مي بخشد.

وسائلي كه هنگام فصد بايد مهيا باشد :

1 ) انواع تيغ فصد به تعداد بيشتر از نياز: در قديم تيغها، شكلهاي مختلف داشتند كه براي فصد خاص و مكانهاي مختلف مورد استفاده قرار مي گرفتند مثل تيغ ذي شفره كه هر دو طرف تيغ تيز بوده و براي عروق زواله مثل وداجين استفاده مي شد.

2) پر يا چوبي كه براي قي آوردن باشد (امروزه مي توان از آبسلانگ استفاده كرد): اگر هنگام فصد احتياج به قي شود بايد سريع قي کرد تا بخارات به قلب نرسد و موجب غش نشود و اگر غش عارض گردد نيز براي درمان، قي از سريعترين درمانهاست.

3) دواءالمسك و اقراص المسک يا پادزهر معدني: كه اگر ضعف و غش عارض گردد قدري از آن را به او بخورانند و به جهت اينكه روح حيواني را تحريك مي كند بهترين درمان براي غش مي باشد.

4) پشم خرگوش و دواءالصبر و كندر را طبق دستوري كه در ادامه گفته مي شود براي جلوگيري از خونريزي آماده داشته باشد.

 

عروق قابل فصد در سر و گردن و حلق :

به طور کلی گشودن این رگها به صورت مورب بهتر است مگر رگ وداجین.

  1. ورید جبهه(supra orbital vein): رگ پیشانی است که در وسط ابروان کشیده شده است.

فایده فصد آن: رفع سنگینی سر و چشم و سردرد مزمن و بیماریهای سر است.

روش فصد آن: باید احتیاط کنند تا وتر پلک فوقانی بریده نشود که باعث افتادگی پلک می شود.

2. عروق یافوخ(emissary vein) : رگ ممتد و کشیده در وسط سر است.

فایده فصد آن: برای بیماریهای شقیقه و قروح سر مفید است.

3. عرق الصدغین(supra frontotemporal v.): دو رگ که روی گیجگاه واقعند.

4. عرق الماقین(nasofrontal v.): دورگ که در دو گوشه داخلی چشم قرار دارند و معمولا دیده نمی شوند مگر وقتی که گردن را محکم بسته و دهان را باز کنند که رگ پیدا شود.

فایده فصد آن: دفع سردرد و ورم مزمن ملتحمه.

روش فصد آن: بعد از بستن گردن وقتی رگ ظاهر شد تیغ را به آرامی در آن فرو برند که سطح بالایی آن را ببرد و اگر زیاد فرو برند احتمال ناسور (فیستول) است. این رگ خون زیادی نداشته ولی اگر احیانا خون زیاد خارج شود باید با صمغ عربی بسیار نرم آسیاب شده خونریزی را بند آورد.

5. عروق خلف گوش(posterior oricolary ): سه رگند که پشت گوش واقعند و یکی از آنها ظاهرتر از بقیه است.

فایده فصد آن: در ابتدای بیماری کاتاراکت و قروح گوش و پشت سر مفید است و مانع از رسیدن بخارات معده به سر می شود و نظر اکثر اطبا این است که فصد این عروق باعث نازایی می شود ولی جالینوس مخالف است.

6. عروق وداجین(external jugular): دو رگ بزرگند که در دو طرف گردن قرار دارند.

فایده فصد آن: در ابتدای جذام، خناق، تنگی نفس و آسم گرم و گرفتگی صدا و پنومونی و سرگیجه ای که منشاء آن اجتماع فضولات در وداجین باشد مفید است.

روش فصد آن: سر بیمار را به طرف مقابل خم کرده تا رگ کشیده شده و پیدا شود سپس باید دید که به کدام طرف حرکت می کند از طرف خلاف حرکت بگیرند و با تیغ دولبه (ذی شفره) به صورت طولی رگ را بزنند.

7. عرق ارنبه(lateral nasal): رگی است که بر نوک بینی محل اتصال دو غضروف وجود دارد که در اطفال با ماساژ ظاهر شده و در بالغین با چشم دیده می شود.

فایده فصد آن: در درمان بیماریهای پوستی کلف و تیرگی پوست صورت و بینی، پولیپ و خارش بینی موثر است.

روش فصد آن: تیغ فصد این رگ باید دارای نوک بلندی باشد و بدون بستن گردن تیغ را در رگ فرو برده و خون کمی بگیرند.

8. عرق تحت الخشاء(occipital v.): پشت گوش نزدیک استخوان خشاء قرار دارد. محل فصد آن جای حجامت نقره است .

فایده فصد آن: درمان سیاهی رفتن چشم هنگام برخاستن از جا که به خاطر بخارات لطیف که در سر وجود دارد می باشد مفید است.

9. چهار رگ(buccal v.): چهار رگند که بر دو لب بالا و پائین در دو طرف قرار دارند و وقتی لب را به طرف بیرون برگردانند دیده می شود به خصوص وقتی که گردن بسته باشد.

فایده فصد آن: در رفع بیماریهای کام و آفت دهان و لثه و ورم و ترک لب موثر است.

طریقه فصد آن: تیغ مخصوص فصد این رگ ورده نامیده می شود که سر آن گرد و نوکدار می باشد.

10. عرق باطن ذقن(facial v.): زیر زبان درون چانه واقع بوده و برای رفع خناق و ورم لوزه ها مفید است.

11. عرق تحت لسان(sub lingual): در زیر زبان بوده و رگ زبان نامیده می شود.

فایده فصد آن: در رفع لکنت زبان ناشی از کثرت خون و ورمهای حلق وآفت دهان و سلعه نافع است.

روش فصد آن: فصد این رگ و سایر رگهای دهان به این صورت است که بعد از بستن گردن زبان را با پارچه تمیزی گرفته و بالا آورده که رگ خوب ظاهر شود سپس بطول رگ را بشکافند.

12. عرق عنفقه(sub mental): عنفقه به موهایی گفته می شود که بین لب پائین و چانه واقع است که در فارسی بچه ریش می گویند و این رگ نیز به خاطر واقع شدن در این محل به این اسم نامیده می شود.

فایده فصد آن: فصد آن رفع بوی بد دهان می کند.

13 . عرق لبه(supra sterna v.): لبه محل اتصال دو استخوان چنبره گردن است.

فایده فصد آن: در رفع امراض فم معده مفید است.

14. عرق المنخرین(anterior ethmoidal v.): دو رگ باریک درون سوراخ بینی هستند.

فایده فصد آن: در استخراج رطوبت و خون از چشم مفید است شاید در بیماری اهوه نیز مفید باشد.

روش فصد آن: مریض در آفتاب طوری بایستد که هر دو سوراخ بینی مقابل آفتاب باشد نفس را حبس نماید تا صورت سرخ و برافروخته شده و هر دو رگ ظاهر شوند پس فصاد آن را فصد نماید.

عروق قابل فصد شكم :

1) وريدي كه بر كبد واقع است و فصد آن امراض كبد را رفع مي كند.

2) وريدي كه بر طحال واقع است و امراض طحال را رفع مي كند.

وريدهاي قابل فصد در دست :

1) قيفال        2) اكحل              3) باسليق            4) حبل الذارع        5) ابطي              6) اسیلم

در هر وسطي يك وريد از كتف آمده و آن را كتفي و وريد ديگر از طرف ابط ( آگزيلا ) آمده كه آن را ابطي گويند. كتفي در بازو منشعب گشته و يك شاخه آن به كنار زند اعلي رفته به تنهايي وريد قيفال را مي سازد و بقيه شاخه ها پائين آمده با شاخه هاي ابطي مخلوط گشته و بقيه وريدهاي دست به جز قيفال و گاهي حبل الذارع را مي سازند.

1. قیفال(سفالیک):

قیفال کلمه یونانی به معنی کناره هر شی می باشد و چون این ورید در کناره ساعد واقع شده به این نام نامیده می شود و همچنین به معنی پادشاه نیز می باشد چون از سر که پادشاه بدن است می آید و به فارسی نیز به آن سر رو گویند.

فایده فصد قیفال :

فصد آن مخصوص اخراج خون از سر و گردن است و در بیماریهای مغز و چشم و حلق آن را می گشایند.

روش فصد ورید قیفال :

بالاتر از آرنج، سرعضله دو سر را بالا نگهداشته و محکم ببندند که رگ خوب ظاهر شود و پوست آسیب نبیند و از نزدیکترین جای آرنج که نرم باشد رگ را وسیع (معتدل الشق) باز کرده تا آنکه خون لازم تخلیه شود. چون خون این رگ غلیظ است فصد ضیق نباید کرد. اگر فصاد اشتباه کرده و رگ را پیدا نکند باید دوباره سعی کرده و زود رگ را بیابد و آن را باز کند در غیر این صورت ورم می کند. اگر رگ در جای خود نباشد، شاخه ای از آن که در خارج ساعد است را باز کنند. این محل بهترین محل فصد قیفال است چون احتمال آسیب به عضله و شریان و عصب کمتر است و این در مورد اکحل، باسلیق و ابطی نیز صادق است.

قریشی در شرح قانون گفته است که فصد این چهار رگ باید بالای آرنج باشد بر خلاف آنچه که رایج شده است زیرا اگر محل شکاف پائین آرنج باشد خون به آسانی خارج نمی گردد و هرگاه دست حرکت کند پوست آن جمع گشته و روی شکاف را می پوشاند و مانع خروج خون می گردد. همچنین در زیر آرنج شریان و عصب و عضله فراوان است و احتمال آسیب به آنها وجود دارد.

2. اکحل :

اکحل مشتق از کلمه یونانی کحلاوش به معنی شی مرکب است چون این رگ زیر قیفال و بالای باسلیق قرار داشته و مرکب از هر دو می باشد و در وسط و داخل ساعد با کمی تمایل به بالا واقع است. خون این رگ به نسبت بیشتر بوده و رنگ آن کحلی (سرمه ای) بوده و بدین جهت به این اسم مشهور گشته است. این رگ را در عربی نهرالبدن و در فارسی رگ بدن یا هفت اندام می نامند.

فایده فصد اکحل :

فصدآن تنقیه کل بدن بوده و در همه بیماریهای فراگیر و غلبه خون آن را می گشایند.

روش فصد اکحل :

این رگ را باید بالای آرنج و با ملایمت به صورت طولی گشود که جدار زیرین رگ آسیبی نبیند چون در زیر آن عصبی موازی با آن مفروش است همچنین در دو طرف آن نیز عصب بوده که در برش مورب احتمال آسیب به آنها وجود دارد و نیز همانطور که گفتیم رگهای مفصلی باید به صورت طولی بریده شوند به جهت سرعت التیام و خروج راحتتر خون.

نکته :

گاهی بالای رگ اکحل وتری وجود دارد که فصاد باید قبل از فصد تلاش در پیدا کردن آن نماید و مواظب باشد که تیغ به آن نخورد. هرگاه رگ غلیظ و برجسته باشد این وتر ظاهرتر می شود که اگر در این صورت آسیب ببیند ضرر بیشتری دارد چون هوا به آن می رسد و سردی هوا برای وتر مجروح مضر است. برای درمان آن باید ابتدا جلوی ترمیم پوست را گرفته و محل جراحت و کل دست را با روغنهای گرم مناسب مثل روغن زیتون و یا روغن حیوانی بسته و به ترمیم عصب بپردازند و سپس پوست را ترمیم کنند و از استعمال داروهای سرد بپرهیزند.

نکته :

هر چند در اکثر افراد، زیر ورید قیفال و اکحل شریانی وجود ندارد ولی به ندرت ممکن است دیده شود پس احتیاط بر آنست که قبل از فصد برای یافتن نبض در محل فصد تلاش کنند.

3. باسلیق (بازیلیک) :

در لغت یونانی به معنی پادشاه عظیم است چون این رگ شاخه بزرگی از ابطی بوده و با رگی که از کتف می آید مخلوط می گردد به این اسم موسوم گشته و از کنار داخلی ساعد مایل به پائین می گذرد.

عده ای معتقدند چون این ورید به قلب و مغز و ریه و دیافراگم و سینه متصل است به رگهایی که از کبد می آیند شرافت داشته و به این جهت به باسلیق یا پادشاه عظیم شهرت دارد.

فایده  فصد  باسلیق :

اخراج خون از کبد و طحال و ریه و رانها و ساقها و پا و….  می باشد و در کل، تنقیه کل بدن به جز سر و گردن می باشد.

روش فصد با سلیق :

همانطور که در فصد قیفال نیز گفته شد ابتدا باید جستجو کرد که شریان در کجای ورید قرار دارد؟ اگر در زیر ورید است که در اکثر مواقع چنین می باشد باید تیغ را طوری فرو برند که فقط سطح بالای رگ را به صورت طولی بشکافد تا به سطح زیرین و شریان آسیبی نرسد و اگر شریان در طرفین ورید باشد باید تیغ را با احتیاط فرو کرده که مورب نبوده و به شریان آسیبی نرسد. همچنین زیر باسلیق عصب و عضله نیز وجود دارد که باید هنگام فصد مراقب آنها نیز بود.

نکته :

گاهی بعد از بستن رگ، گره ای به شکل نخود در رگ به وجود می آید که یا از ورید باسلیق است و یا شریان کنار آن که در هر دو صورت باید باند را باز کرده و محل را به نرمی ماساژ داده تا رفع گردد و دوباره ببندند و اگر عود کند باز کرده و آنقدر تکرار کنند تا گره برطرف شود و یا در کیسه ای زردچوبه کوبیده گرم کرده، ریخته و روی محل گذارند تا گره برطرف شود. اگر بعد از بستن رگ، سرخی یا کبودی در محل ایجاد شود نیز چنین است و اگر با این روشها بر طرف نشد به ناچار باید فصد ابطی کرد (این مخصوص فصد باسلیق نیست و هر رگ دیگری هنگام بستن در آن گره ای شبیه نخود ایجاد شد تا از بین نرود نباید رگ را گشود.)

نکته :

گاهی به خاطر بخارات غلیظ و یا بستن رگ و … ضربان شریان ضعیف گشته و شبیه ورید می گردد و فصاد به اشتباه آن را می گشاید برای جلوگیری از آن باید قبل از بستن شریان را پیدا کرده و با نقطه سیاهی روی پوست علامت گذارد بعد از آن دست را بسته و فصد نمایند.

نکته مهم :

شیخ الرئیس در قانون در ابتدای بحث عروق مفصوده نوشته که رگ در بالای آرنج گشوده شود و قریشی در شرح خود نیز چنان گفته ولی در بحث فصد باسلیق شیخ الرئیس معتقد است هر چه رگ پائین تر از آرنج گشوده شود بهتر است و صاحب ذخیره نیز تائید کرده است. در بیان تناقض میان این دو گفته باید گفت که چون در اکثر افراد در کنار رگ باسلیق شریانی وجود دارد که هر چه از آرنج دورتر شود از آن فاصله می گیرد، اگر فصد پائین تر از آرنج باشد احتمال آسیب به شریان کمتر می شود ولی اگر در فردی شریانی کنار باسلیق نباشد فصد بالای آرنج مانعی ندارد.

اگر به اشتباه به شريان آسيب رسيد بايد سريع باند را باز كرده و پودر كندر و دم الاخوين و صبر دمر هر يك برابر و يك چهارم وزن آن قلقطار و زاج اضافه كرده و كاملا نرم بسايند و با پشم خرگوش مخلوط كرده و به شكل حب ساخته و در شكاف رگ گذارند و آب خيلي سرد روي آن بريزند و بالاتر از موضع فصد، رگ را ببندند به نحوي كه خونريزي بند آيد ولي آسيبي به دست نرسد و تا 3 روز باز نكنند و زياد حركت ندهند و بر بالشي تكيه دهند و با داروهاي قابضه ضماد كنند تا رگ كاملا ترميم شود.

علامت آسيب ديدن شريان: خون رقيق روشن با جهش بيرون آمده و نبض ضعيف مي شود و اكثر فصادان در این حالت شريان را به طرفي ديگر مي رانند كه روي هم جمع گشته و گوشت روي آن آمده و باعث بند آمدن خون شود.

4)حبل الذراع :

به جهت اينكه مسير آن به ريسمان شباهت دارد به اين اسم مسمي گشته است. محل دقيق آن مورد اختلاف بوده و داراي وارياسيونهاي مختلف مي باشد ولي معمولا از داخل ساعد ظاهر شده كمي به طرف بالا و سپس به طرف خارج رفته و به انگشت كوچك مي رسد پس هر رگي غير از اكحل و باسليق در اين مسير ديده شد بايد حبل الذراع ناميده شود خواه بين اكحل و باسليق باشد يا بين باسليق و ابطي.

فایده فصد آن: شيخ الرئيس و قدماي ديگر آن را از قيفال و فصد آن را نيز در حكم فصد قيفال دانسته اند و صاحب ذخيره و بعضي از متأخرين آن را از باسليق و فصد آن را نيز در حكم فصد با سليق مي دانند و بعضي از اطباء نيز به اين عقيده اند رگي كه وجود يا عدم وجود آن مورد اختلاف است فصد كردن آن چه ضرورتي دارد.

روش فصد آن: بهترين شكل فصد آن به صورت مورب است مگر در صورتيكه در دو طرف آن شريان باشد كه در اين صورت بايد طولي گشوده شود.

5. ابطی :

این رگ شاخه ای از باسلیق بوده و به همین دلیل باسلیق ابطی نامیده می شود و از کنار خارجی آرنج به محاذات ابط واقعست و چون شریانی زیر آن وجود ندارد آن را اسلم نیز گویند.

روش فصد ورید ابطی: ابتدا باید رگ را بسیار ماساژ داده و آب گرم روی آن بریزند تا رگ گشاد شده و خون رقیق شود چون ابطی تنگ بوده و خون آن غلیظ است. سپس با طناب یا باند بلندی آن را ببندند تا زیر تیغ حرکت نکرده و به طرفین نلغزد زیرا ابطی در جای خود ثابت نیست و لغزنده است و دست را طوری صاف نگه دارند که زاویه زیر بغل قائمه باشد به جهت انزراق (راحت دفع شدن خون) و رگ را با انگشت شصت نگه داشته و سپس فصد کنند.

6. اسیلم:

اسیلم رگ معروفی است که ادامه ابطی بوده و محل فصد آن بین انگشت 4 و 5 دست است. اسیلم اسم مصغر اسلم بوده و چون همانطوری که گفته شد هیچ شریانی در زیر و طرفین آن وجود ندارد می توان فصد مورب نیز کرد ولی با این وجود فصد طولی ارجح است.

فایده فصد اسیلم: فصد اسیلم راست برای دردهای کبد و ریه و دیافراگم راست و فصد اسیلم چپ برای بیماریهای قلب و ریه و دیافراگم چپ و طحال مفید است به شرطی که منشاء این دردها از کبد نباشد که در غیر این صورت فصد اسیلم راست مفیدتر است. در طب اکبری فصد اسیلم چپ را در بیماری دوار (سرگیجه) که منشاء آن طحال باشد مفید دانسته است.

هر چند فصد باسلیق راست برای امراض کبد و اطراف آن و فصد باسلیق چپ برای امراض طحال و اطراف آن نافع است ولی اسیلم به خاطر اماله ماده به دور دست با خونگیری کم نفع زیاد دارد.

شیخ الرئیس فصد اسیلم را در دردهای مفاصل مفیدتر از فصد باسلیق دانسته و ملاقطب در شرح قانون نوشته که فصد اسیلم چپ برای بواسیر و دردهای مزمن پشت و کمر مفیدتر است.

عروق قابل فصد پا :

1) ورید صافن Creat saphenous)):

وريد بزرگي است كه از طرف داخل و جلوي مچ پائین آمده و چون در زير و دوطرف آن شريان و عصبي وجود ندارد صافن يعني سالم ناميده مي شود.

فايده فصد صافن :

استفراغ خون از اعضاء زير كبد بوده و باعث كشيده شدن ماده از بالاتنه به پائين مي شود و به همين دليل در امراض دمويه مغز آنرا مفيد دانسته اند. قريشي در مبحث سبات( بيهوشي و خواب طولاني) در شرح قانون مي گويد وقتي كه ماده در اول صعود بوده و هنوز صعود تمام نشده باشد فصد صافن و حجامت ساقين ارجح است ولي در آخر صعود فصد قيفال بايد كرد. اما هرگاه ماده در سر مستقر گردد و صعود قطع شده باشد فصد عروق جبهه و حجامت نقره مفيدتر است. در شرح اسباب و علامات در بحث ماليخوليا ذكر شده كه اگر علت ماليخوليا امتلاء بدن باشد به خصوص در زنان، فصد صافن ارجح تر از فصد قيفال است چون ماده به مكاني دورتر منتقل مي شود. فوايد ديگر فصد آن در درمان ادرار طمث (هيپرمنوره) و خونريزي بواسير و خارش ران و بيماريهاي اندام تناسلي مفيد بوده و همچنين جانشين فصد عرق النساء در بيماري سياتيك است.

روش فصد آن:

پا را از بالاي مچ ببندند و چند قدمي راه برود و اگر رگ ظاهر نشد، توپ يا چيز گردي زير پا گذاشته و روي آن فشار دهد تا رگ خوب ظاهر شود و سپس رگ را بشكافند[10] و مريض ايستاده باشد تا خون به راحتي خارج گردد. در بعضي مردم اين رگ مستقيم آمده و منشعب نمي گردد و در برخي ديگر نزديك مچ دو شاخه شده و از دو طرف آن به پائين آمده و فصاد بايد شاخه اصلي را از فرعي تشخيص داده و اصل را بگشايد.

2) عروق خلف عرقوب :

نام خاصي ندارد و پشت پاشنه واقع است و شايد شعبه اي از صافن است. عرقوب به معني رباطی که پشت پاشنه قرار دارد (تاندون آشيل) می باشد. Posterior tibial vein

3)       عرق النساء:

رگي است كه از جانب خارج پا تا مچ آمده و بر پشت پاي رفته و نشانه آن چند گره روي پاست كه در بعضي مردم مانند كرم كمي پيچ خورده و حركت سريع دارد.

فايده فصد آن: در بيماري سياتيك ( بيماري عرق النساء) مفيدتر از فصد صافن و در بقيه بيماريهاي مشابه صافن است.

روش فصد آن: با نوار بلندي كل ساق پا تا مچ را ببندند و مريض چند مرتبه بنشيند و برخيزد تا رگ ظاهر شود اگر قبل از فصد حمام رفته باشد براي ظاهر شدن رگ بهتر است. بعد از اينكه رگ ظاهر شد پا را روي آجري قرار داده و از طرف خارج مچ آن را به صورت طولي بگشايند و مواظب باشند به عصبي كه در دو طرف آن واقع است آسيبي نرسد و اگر نزديك مچ پا ظاهر نشود شاخه اي از آن كه ميان انگشت 4و5 است را بگشايند. صاحب ذخيره گفته كه فصد شاخه آن كه بين انگشت 4 و 5 قرار دارد بهتر است زيرا احتمال خطر كمتر است و اگر در اينجا ظاهر نشد نزديك مچ فصد شود. شيخ در قانون در بحث درد مفاصل گفته كه فايده فصد آن بين انگشت 4و5 كمتر از عرق النساء است و بعضي گفته اند كه بيشتر از عرق النساء است لذا از اين گفته ها چنين برمي آيد كه اين رگ ديگري غير از عرق النساء باشد.

4)       مابض (Popliteal): در درون زانو قرار داشته و در آنجا دو عصب وجود دارد به نام مابضان چون بعضي درون زانو را مابض ناميده اند به اين اسم ناميده مي شود.

فايده فصد آن : فصد آن مثل فصد صافن بوده ولي در ادرار طمث ( هيپرمنوره) و دردهاي مقعد و بواسير مفيدتر از صافن بوده همچنين جهت درد احشا و كمر و رمد سودمند است. در امراض سوداوي و امراضی كه در اثر حركت مواد به سوي سر ايجاد شده اند مفيد مي باشد.

روش فصد آن: بايد ساق و ران را بسته و چند قدم راه برود و بنشيند و برخيزد تا رگ خوب ظاهر شود. پس رگ را در طول بگشايند. علامه نوشته كه بالاي زانو را تا چهار انگشت محكم ببندند و مريض را بر پشت خوابانده و پاهاي او را گرفته و رگ را پيدا كنند و شيخ الرئيس نيز چنين گفته است.

نکته:

ضعف بعد از فصد رگهای پا شدیدتر از فصد دست است چون فصد عروق پا مواد و روح را از قلب و اعضا رئیسه دورتر می کند.

نكات عملي مربوط به فصد :

1. اگر بعد از فصد، محل فصد دچار تورم شد و ماده ورم سالم غير فاسد ( غيرعفوني ) باشد بايد هرچه زودتر طرف مقابل را فصد كرد تا ماده متوجه فصد جديد شود. اما اگر ماده فاسد ( عفوني ) باشد ميل به طرف مقابل باعث فساد عضو ديگر شده و جايز نمي باشد بلكه لازم است فصد را دوباره از همان موضع يا نزديكترين محل به آن باز کرد تا مواد فاسد خارج گردد. قریشی نقل کرده است که در سال 650 هجری قمری مردم دمشق مبتلا به غلبه خون و امتلاء شدند که دست را فصد کردند و محل فصد دچار تورم همراه با گرمی و قرمزی شد، پزشکان آنجا دستور فصد دست دیگر دادند و هر که را فصد دوم کردند هفت روز بعد فوت شد و بعضی نیز تا بیست روز بعد مردند به همین دلیل بعد تورم باید حتما مشخص شود ماده ورم خون صالح است یا خون فاسد. همچنین استفاده از مرهمهای سرد مثل مرهم اسفیداج و غیره به دلیل احتمال عود و یا حرکت ماده به سوی احشا و اعضای شریفه ممنوع و منجر به مرگ می شود.

2. کسی که اخلاط فاسد در بدن او زیاد بوده و فصد کرده است اگر به اندازه کافی خون نگیرد باعث تحریک مواد و ایجاد تب و فساد می گردد که درمان، تکرار فصد و اخراج خون به اندازه کافی است و در صورت وجود مانع، بر حسب غلبه خلط، استفراغ با قی یا تنقیه باید کرد.

3. کسی که غلبه خون سوداوی دارد باید به فواصل کم فصد نماید زیرا خون سوداوی سرد و خشک بوده و باعث سنگینی بدن می شود هر چند به اندازه ناچیز باشد از این رو بعد از فصد، بدن سریع سبک می شود. باید در هر مرتبه خون، کم گرفته شود هر چند تغییر رنگ نداده باشد و سپس با مسهل سودا را دفع کنند و اگر چنین نکنند در سن میانسالی و پیری، دچار غلبه بلغم و امراض بلغمی نظیر سکته می شود زیرا که خروج خون سوداوی اگر چه در ابتدا باعث فرح و سبکی است ولی افراط در آن به دلیل از دست دادن رطوبت باعث افزایش سودا و مزاج سرد می گردد و هضم را ضعیف می کند و باعث می شود در سن پیری بیماریهای سرد ایجاد می شود.

4. گاهی فصد به سبب تحریک اخلاط ساکن و ایجاد عفونت در اخلاط، باعث تب می گردد و تب باعث تحلیل رفتن عفونت خواهد شد مثلا در بدن کسی کمی خلط عفونی ساکن باشد که علامت ایجاد نکرده است بنا به ضرورت دیگری فصد شده و آن خلط به حرکت در آمده و تب ایجاد می گردد و تحریک طبیعت در ایام تب باعث از بین رفتن عفونت و ایمنی بدن از آن خلط فاسد می گردد.

5. همه افراد حتی شخص سالم و صحیح المزاج باید بعد از فصد به دلیل جلوگیری از ضعف معده ناشی از فصد، غذاها و نوشیدنیهای مقوی و مناسب میل کنند.

6. در کسانی که عادت به غش به دنبال فصد دارند باید قبل از فصد، آنها را فصد تثنیه کرد که از غش جلوگیری کند. چنانچه غش عارض گشت برای درمان در افراد سردمزاج از مشک، زعفران و عنبر خوشبوی گرم و در گرم مزاج از صندل و کافور استفاده می شود. همچنین اگر قی ایجاد شود نباید از آن منع کرد تا از بروز غش جلوگیری شود.

7. هر گاه فصد رگ مخصوصی مدنظر باشد ولی به اشتباه رگ دیگری باز شود اگر نیاز به فصد خیلی شدید و ضروری نباشد نباید زخم دیگری ایجاد کرد بلکه باید محل زخم را به ملایمت بسته و 1-2 روز صبر کرده تا التیام یابد بعد از آن اگر هنوز نیاز به فصد وجود داشت می توان رگ مورد نظر را فصد کرد ولی کمی بالاتر از محل فصد اول، چون اگر زیر آن را گشایند ممکن است از محل فصد اول خون بیاید و متورم گردد. دلیل فاصله بین فصد اول و دوم و محکم نبستن، ترس از تورم است. بعد از فصد جهت جلوگیری از تورم، پانسمان را با گلاب یا آب سرد خیس کرده و روی موضع می گذارند و پانسمان چرب نباید گذاشت مگر در مورد تثنیه فصد که آن هم باید با نمک مخلوط باشد.

8. باند (رباط) را ابتدا باید طوری بست که رگ کاملا پیدا شود و بعد از ایجاد شکاف شل تر کرده تا خون به راحتی خارج شود. همچنین باید طوری ببندند که پوست روی رگ حرکت نکند و بعد از شل کردن باند نیز پوست جابجا نگردد بلکه شکاف پوست و رگ در یک راستا باشند تا خون به راحتی خارج شده و زیر پوست نرود.

9. در افراد لاغر ضعیف البدن، اگر باند محکم بسته شود باعث ایجاد خلاء در عروق و پنهان شدن رگ می گردد که در این افراد باید ملایمتر بسته شود و بعد از شکاف نیز شل تر گردد تا خون راحتتر خارج گردد بر عکس افراد چاق که محکم تر بسته شدن سبب پری و ظهور رگ می گردد.

10. بعضی از فصادان به جهت اینکه درد فصد کاهش یابد باند را محکم بسته و مدتی نگه می دارند و بعد فصد می کنند که اگر آسیب جدی به موضع نرساند مشکلی ندارد.(بستن محکم و طولانی ممکن است باعث درد و ایسکمی و گانگرن اندام شود) و بعضی دیگر از فصادان جهت کاهش درد تیغ را چرب می کنند که این هر چند موجب کاهش درد است ولی باعث می شود زخم دیر التیام یابد.

11. هر گاه رگ مورد نظر ظاهر نباشد ولی شعبه های آن ظاهر باشد باید که با دست از بالا به پائین (مثل مسح) محل رگ را مالیده تا خون در شاخه مورد نظر جریان یابد و آن را فصد کنند و در غیر اینصورت نباید فصد کرد.

12. پانسمان بهتر است مثلث یا مربع شکل بوده و روی محل قرار گیرد ولی اگر هدف تثنیه فصد باشد باید پانسمان را مچاله کرده و روی محل گذاشته و با باند ببندند تا مانع از التیام زخم گردد. بهترین جنس پانسمان کتان است چون کتان طبع سرد و خشک دارد و سردی مانع ورود مواد (میکروب) و خشکی باعث سرعت التیام است.

13. اگر هنگام فصد چربی جلوی شکاف قرار گیرد باید به آرامی کنار زده شود تا جلوی التیام زخم را نگیرد و قطع هم نشود زیرا احتمال عفونت زخم (باز ماندن محل زخم) است و اگر کنار نرود در این صورت فصد تثنیه نمی توان انجام داد.

14. معمولا غش در حین خروج خون کمتر اتفاق می افتد بلکه بیشتر بعد از بند آمدن خون روی می دهد مگر اینکه در خونگیری افراط باشد و یا بخارات صفراوی زیاد بوده که با فصد تحریک شده و به قلب رسیده باعث غش گردد. کسی که قبل از فصد از ترس، بیهوش می شود علامت رقت روح و ضعف قلب بوده و حتی المقدور نباید فصد شود. کسی که با دیدن خون خود و یا دیگری بدون ترس غش می کند علامت ضعف مغز یا خیالات سوداوی فاسد می باشد.

سؤال : چرا غش بعد از بند آمدن خون بیشتر رخ می دهد؟

چون طبیعت و روح هنگام خروج خون به خارج حرکت کرده و متوجه التیام موضع فصد می باشد غش کمتر رخ می دهد ولی بعد از بند آمدن خون دوباره به قلب بر می گردد و چون تحلیل رفته و از مقدار آن کم شده به ناچار از حواس ظاهری دور گشته و در قلب جمع می شود تا استراحت کرده و روح تازه تولید یابد که بتواند به امور ظاهری و باطنی بپردازد.

هرگاه در تبهای مطبقه و ابتدای سکته و خناق و ورمهای بزرگ مهلک و دردهای شدید فصد کرده و قبل از اینکه به حد نیاز خون گرفته شود غش ایجاد گردد نباید ترسید بلکه باید بیمار را به هوش آورده و دوباره تا حد مورد نیاز خون گرفت البته در صورتيكه مريض نيروي بدني قوي داشته باشد و اگر ضعيف باشد سريع بند آورده و دوباره باز نکنند.

شریانهای قابل فصد:

تا حد امکان باید از فصد شریانها جلوگیری کرد زیرا:

  1. شریان ضربان و جهندگی دارند پس احتمال عدم التیام و خونریزی وجود دارد.
  2. در شریان روح بیشتر از خون وجود دارد پس ضعف در اثر خروج خون شریانی بیشتر است.
  3. به دلیل اتصال بیشتر شریان با قلب، روح حیوانی در آن بیشتر بوده و احتمال ضعف قلب بیشتر است.
  4. شریان دیر التیام می یابد پس ممکن است پوست روی آن ترمیم یافته و خون به زیر جلد رفته و باعث ابورسما شود مگر در صورتیکه فصد ضیق باشد و مانع از التیام سریع پوست شوند.
  5. بیماریهایی که محتاج به فصد شریان باشند کمتر روی می دهند.

شریانهای قابل فصد سر:

  1. شریانهای بنا گوش(zygomatico orbital artery): در هر طرف سر یک شریان وجود دارد و می توان آنها را سل، بتر و گاهی کی گذاشت. مقصود از همه آنه جلوگیری از نزول ماده لطیف به سوی چشم و ایجاد بیماریهای چشمی است.

نکته:

فصد راحتتر از کی و کی راحتتر از بتر و بتر راحتتر از سل می باشد.

  1. شریانهای پشت گوش:(occipital branch of posterior auricular a.)  در هر طرف دو شریان وجود دارد.

شریانهای قابل فصد در دست:

  1. در پشت دست راست بین انگشت سبابه و اشاره شریانی واقع است که فصد آن جهت دردهای مزمن کبد و دیافراگم بسیار عجیب الاثر می باشد. نقل است که جالینوس به درد کبد دچار بود و خواب دید که او را به فصد این شریان دستور دادند چون بیدار شد و آن را انجام داد درد وی برطرف شد.
  2. شریانی مایلتر از شریان اول که به سوی کف دست میل می کند. (فایده فصد و بتر آن یکسان است.)

نکته:

فصد شریانهایی که نزدیک قلب هستند به جهت ضربان قلب دیر التیام می یابد ولی در شریانهای دور از قلب جای نگرانی نمی باشد.

 

بتر: در لغت به معنی قطع عرضی در عصب یا عروق است.

روش انجام بتر:

پوست بالای شریان را به صورت طولی شکافته تا شریان ظاهر گردد و با صناره[11] از زیر شریان رفته و آن را بالا کشیده و از دو طرف شریان، به فاصله سه انگشت با نخ ابریشمی محکمی می بندند و از وسط، آن را با قیچی تیزی بریده و داروهای بند آورنده خون بر آن می پاشند. در بعضی کتب آورده اند که بعد از بتر کی نمایند که شاید منظور این باشد که بعد از قطع شریان با قیچی، هر دو سر آن را داغ نمایند تا از باز شدن رگ و خونریزی جلوگیری گردد.

سل:

در سل مثل بتر، پوست را بریده و شریان را پیدا می کنند و می بینند که نازک است یا کلفت؟ اگر نازک بود با صناره آن را برداشته و از دو طرف به اندازه سه انگشت بسته قطع نمایند. سپس داروهای بند آورنده خون مثل پشم خرگوش و دواءالکندر بر آن بپاشند و با مرهم های التیام بخش جراحت را ببندند. اگر شریان کلفت بود اول آن را فصد کرده و خون از آن بگیرند. سپس دو طرف آن را با نخ ابریشم به فاصله سه انگشت بسته و از وسط قطع نمایند و زود داروهای بندآورنده خون بر آن بپاشند. بعضی سل را مختص به این دانسته اند که شریان را با سلاله[12] منقطع نمایند.

طبری حکایت می کند که خلق بسیاری را دیدم که سل، برایشان انجام شد و دچار ضعف بینایی و اختلال در حرکات چشم و دوبینی شدند و نیز نوشته شخصی را دیدم که سل شریان نمودند و آب دهان وی جاری گشت. پس غیر از وجود ضرورت شدید نباید سل کرد و در این صورت نیز بهتر است بعد از بستن محکم و قطع شریان، موضع را داغ گذارند و بعد تنقیه نمایند تا خونریزی و یا ابورسما[13] ایجاد نشود.

 

کتابهای تخصصی فصد:

  • رساله ای در طریقه فصد و اوقات آن- مبشر بن فاتک، ابو الوفا
  • کتاب فصد – ابو ماهر موسی بن یوسف بن سیار (طبیب ایرانی عصر آل بویه)
  • مقاله در فصد – ابن یوسف بن سیار شیرازی مکنی به ابوماهر
  • کتاب فصد و حجامت – یوحنا بن ماسویه مکنی به ابو زکریا
  • کتاب الفصد – جالینوس
  • کتاب الفصد – قسطا
  • فی الفصد – اثر محمد بن زکریای رازی

[1] اگر خون در عروق مغزی کثرت و تغییر یابد رعاف، صرع دموی و یا سکته و مالیخولیا و قرانیطس و رمد و … می شود. اگر در عروق حنجره و حلق و فم زبان غلبه یابد و یا تغییر کند خناق و ورم زبان و لثه و قلاع (آفت ) و … و اگر در عروق سینه و ریه باشد تغییر آن نفث الدم و قروح ریه و اورام حجب و … عارض گردد و اگر در کبد و آلات بول (دستگاه ادراری) باشد بول الدم (ادرار خونی) و اورام و قروح آن اعضا و … و اگر در حوالی ورک (لگن) و پا و مفاصل باشد عرق النساء و نقرس و درد مفاصل حادث می گردد و همچنین در سایر اعضا باطنیه و ظاهریه نیز اورام و دمامیل و خراجات و جروح و جرب و قوبا (کریون) و غیر آن و اورام باطنیه می تواند ایجاد کند.

[2] این بیماری مانند صرع ولی بدون خروج کف از دهان می باشد، بیهوشی در آن کامل بوده و بیمار چیزی نمی شنود و هر ماهه هنگام پریود اتفاق می افتد.

[3] خون غذای بدن، بدل ما یتحلل، مرکب حرارت غریزی بوده حامل حرارت و گرمی و تری به اعضا و شادابی بدن به خصوص پوست می گردد و نرسیدن آن به قلب موجب مرگ خواهد شد.

[4] تقلیل غذا موجب گرمی بدن می شود به شرطی که خون در بدن شخص کثیر باشد و الا باعث ایجاد سردی می گردد لذا حکیم جرجانی آن را قبول داشته ولی کافی نمی داند.

[5] علامت ذکاء حس فم معده :به دنبال خوردن غذاهایی مثل سرکه دچار سوزش سر دل می شوند.

[6] علامت ضعف فم معده :تشدید درد در فم معده به هنگام تناول غذاهای مذکور

[7] علامت افزایش صفرا در فم معده : قی (استفراغ) صفراوی و تلخی دهان.

[8] قولنج درد شدیدی است در روده ها همراه با عدم دفع مدفوع که به صورت کامل یا نسبی ایجاد می شود. نوع غیر ورمی آن انسدادی و نوع ورمی آن ایلئوس نامیده می شود. اگر درد شکم همراه با نبض باشد نشانه قولنج ورمی است.

[9] شکی نیست که قبل از ماه چهارم و بعد از ماه هفتم پیوستگی جنین با رحم ضعیف می باشد قبل از ماه چهارم هنوز جنین در رحم ثابت نشده و عروق رابط جفتی مستحکم نگشته و بعد از ماه هفتم نیز به جهت اینکه جنین وزن گرفته و سنگین شده و عروق و شطایای آن به تدریج ضعیف می گردند. جالینوس در این مورد گفته که حال جنین قبل از ماه چهارم مانند میوه نو رسیده است و بعد از ماه هفتم مانند میوه رسیده پخته و رسیده است که در این دو حال اتصال میوه به شاخه محکم نبوده و با کمترین حرکتی جدا شده و می افتد.

 

[10] در قانون نوع برش آن ورید را مورب و در پهنا دانسته است.

[11] میل مدور املسی که سر آن گود می باشد.

[12] سلاله میل آهنی صافی است که

[13] اگر شریان زیر پوست در اثر ضربه یا … بشکافد و خون و روحی که در شریان است زیر پوست جمع شود و رنگ آن کبود و بادنجانی است و هنگام انبساط شریان ورم خوابیده و هنگام انقباض بر می گردد.