Warning: call_user_func_array() expects parameter 1 to be a valid callback, no array or string given in /home3/mehrtebi/public_html/fa/wp-includes/class-wp-hook.php on line 286

مزاج شناسی زنان و ارتباط آن با بیماریها

نوشته شده توسط مدیر در ۰۳/۰۹/۱۳۹۰ – ۱:۲۸ ب.ظ -

درمتن ذیل که مقدمه استاد خیراندیش در کتاب بیماریهای زنان آقای دکتر دریایی  است، به مباحث بسیار مهمی در ارتباط وضعیت مزاجی زنان و ارتباط آن با روحیات و شکایات ایشان می پردازد:

بسمه تعالی

فرق بین زن و مرد و تفاوت بین آنها و قضاوت برتری هر کدام نسبت به کدام دیگر و استعداد و تواناییهای آنان و احیاناً بیماریهایی که ویژه زنان و مردان است، از مباحثی است که از دیرباز مورد توجه حکما، علما، پیامبران و جامعه شناسان بوده است.

به نظر میرسد روند بحث در طول تاریخ دچار نوساناتی است که ناشی از سطح درک و فهم انسانهای مقاطع گوناگون تاریخ است و به تبع میزان رشد انسانها در هر مقطع نوع برداشت آنها از شخصیت زن متفاوت بوده و هر چقدر انسانیت به سوی رشد و تعالی نزدیک تر شده است، واقع بینی او از شخصیت زن بیشتر و میزان درک او از حقیقت خلقت زن کامل تر گردیده است.

نشان این امر تفاوت برخورد تمدنهای مختلف و اقوام گوناگون در برخورد با زن است. هر تمّدنی که از رشد فرهنگی بی بهره بوده است زن را جزء طبقات پست قرار داده و یا به آن ظلم روا داشته و در زیرپای قوانین و رسومات جاهلانه مصدوم ساخته ویا در زیر خاک جاهلیت زنده به گور ساخته است. و هر تمدنی که از رشد وفرهنگ بهره­مند بوده است تاج برتری بر سر زن نهاده و او را در حجاب احترام و هاله عفاف و قلعه امن عشق نگاهداری نموده است.

در جامعه ای که دختر بعنوان سنبل سرافکندگی پدر زنده به گور می شود، در همان جامعه دست دختری بعنوان سنبل شخصیت ممتاز توسط پدری به احترام بوسه زده می شود.

تفاوت برخورد این پدر با آن پدر با فرزند دختر تفاوت شخصیت آن دو پدر است؛

پدری درعمق ورطه جاهلیت غوطه ور گردیده و پدری در اوج فهم و درک و عرفان و پیامبری درجات تعالی را درنوردیده.

برهیچکس پوشیده نیست که شخصیت والای حضرت فاطمه سلام الله علیها تواضع دهنده پیامبر اکرم به سوی آن مقام است، لکن رفتار پیامبران نیز عملی نیست که فقط در حوزه خاص خانوادگی آنان قابل تفسیر باشد بلکه الگویی است برای همه انسانها در همیشه تاریخ.

این رفتار پیامبر عظیم الشأن نشاندهنده این معناست که هرگاه دختر در خانواده پدر مورد تکریم و عشق ورزی قرار گرفت، و زن مقام ویژه و والای خود را متعین ساخت جامعه به درجه عالی رشد خود دست یافته است.

بنابراین رابطه مرد وزن رابطه­ای احترام انگیز وعشق آمیز است و رابطه حاکم و محکوم نیست، زن بستر تولد و رشد و دامن تربیت و تعالی انسان است، زن کشتزاری است که در دامن آن بشریت کشت می شود و رشد می کند و میوه میدهد. هرگاه این کشتزار پاک نگاهداری شد و از آب و آفتاب صافی و منور بهره مند گشت، محصولی سرسبز، شکوفا و با نشاط خواهد داشت و هرگاه غیر از آن بود محصولی بی نشاط و خمود و مستعد خزان خواهد پرورد.

تمامی حکما و دانشمندان و جامعه شناسان نیک اندیش بر این باورند که زنان زمینه­سازان فرهنگ­های ماندگار و تربیت کنندگان فرزندان شجاع و استوارند و هرگاه آهنگ اصلاح در جامعه ای نواخته می­شود زمانی پرشتاب تر و عمیق تر و پرشورتر خواهد شد که زنان آن جامعه را دربر بگیرد.

از این رو هرگاه سلامت جامعه دغدغه ذهن مدیران آن جامعه باشد باید از زنان شروع شود و چنانچه مکتبی توانایی تأمین سلامت زنان را بطور کامل نداشته باشد، نسل بشر را در معرض تهدید دارد.

بنابراین درست است که همه انسانها اعم از زن و مرد باید برای تأمین سلامت خود کوشا باشند، لکن در ارزیابی حوزه اهمیت و اثربخشی حفظ سلامت زنان سلامت جامعه و سلامت نسل مردان سلامت فرداست. از این دیدگاه کتبی که پیرامون سلامت زنان نگاشته شده و بیماریهای آنان را مورد بحث قرار میدهد اهمیتی ویژه پیدا می­کند و کتاب دایره المعارف بیماریهای زنان که توسط محقق محترم جناب آقای دکتر محمد دریایی نوشته شده است نیز از این منظر تلاشی بسیار ارزشمند و خدمتی بسیار پربها برای بشریت محسوب می­گردد. و ایمان دارم که مشمول اجری مضاعف در بارگاه حضرت باریتعالی خواهد بود.

اما تفاوت اصلی و اساسی زن و مرد در مزاج و سرشت اوست و این تفاوت است که زمینه ساز مجموعه نظریات گوناگون پیرامون زن می شود و آن را  ممتاز      می­سازد.

اگر چنانچه به این زمینه واقف باشیم و به زیرساخت بدن زن آشنا باشیم، این اختلافات را طبیعی پنداشته و برخوردی منطقی و واقع بینانه با آن خواهیم داشت. از زمانیکه نطفه در رحم شکل می­گیرد، اگر محیط رحم سرد باشد و نطفه نیز از سردی برخوردار باشد جنین مؤنث شکل می­گیرد و زمان شکل گیری جنین موثر پنج هفته خواهد بود، در حالیکه جنین مذکر در مدت چهار هفته شکل می­گیرد. و این اولین تفاوتی است که بین مونث و مذکر نمایان می گردد. این افزایش زمان شکل گیری جنین     می­تواند در طول مدت بارداری نیز تفاوت ایجاد کند و زمان بارداری از نه ماه تا نه ماه و نه روز تفاوت داشته باشد.

زمانی که جنین مونث در رحم شکل گرفت، تغییرات بالینی مهمی در مادر پدید می­آید مثل اینکه چهره ای پفالو پیدا میکند یا مقداری لبها کلفت می شوند و ورمی محسوس در صورت و اندامها ایجاد می شود، تمایل به خواب در مادر افزایش می یابد، گرایش مادر به شیرینیها و خوراک های گرم مزاج بیشتر می شود و در مقابل غذاهای سرد مزاج واکنش منفی نشان می دهد و چه بسا در صورت مصرف دچار حالت تهوّع   می­گردد.

از نظر روحی حساس و زودرنج می شود ودقت عمل وی در موضوعات مربوط به زندگی بیشتر می گردد. و این حالت تا زمان وضع حمل و پایان شیردهی ادامه دارد. اگر بخواهیم سقف زمانی مشخصی برای این حالت در نظر بگیریم باید بگوئیم تا سی ماه این حالت به درازا می انجامد. و چنانچه حمل بعدی پسر بود تغییر حالت در مادر پدید می­آید و اگر حمل بعدی نیز مونث باشد همین حالت تکرار می شود.

تفسیر طب سنتی از چنین حالاتی بروز سردی جنس است، پس از تولد نیز وضعیت بالینی طفل دختر متفاوت است، سفیدی رنگ پوست، وزن بیشتر و رنگ موی بور و یا مشکی کم رنگ و یا سر کم مو و موی کرکی در بدو تولد طفل از حیث سردی نسبت به اطفال دیگر تمایز میدهد، به نحوی که چنانچه طفل دارای موی بلند و مشکی و یا خرمایی بود از گرمای بیشتری برخوردار است و اگر چنانچه موی روشن و نازک داشت و یا پراکندگی موی سر او کم بود از سردی بیشتری برخوردار است.

و این موضوع درسایر حالات وی نیز آشکار است، مانند اینکه مدت خواب طفل دختر بیشتر و عمیق تر است و واکنش او نسبت به رفتارها و رنگ ها و صداها کمتر است و استعداد او برای اختلال گوارشی بیشتر است و ممکن است توان هضم شیر را نداشته و گاهی استفراغ کند، چنانچه چنین حالتی پدید آید لازم است ، با خوراندن غذاهای گرم مزاج شیر مادر را گرم کرد و یا همزمان با آن بدن طفل بویژه شکم وی را به روغن زیتون و یا روغن کنجد اندود.

در امتداد رشد طفل  در دوره 7 ساله از حیث رفتارشناسی یک طفل کودک دختر را میتوان با یک اسباب بازی سرگرم کرد، لکن کودک پسر به بازیهای آرام بسنده نمی کند و باید بازیهای پرتحرکی را برای وی تدارک دید.

از دیدگاه بوعلی سینا دو عامل باعث رشد و حرکت در بدن انسان است؛ یکی رطوبت و دیگری حرارت، رطوبت عامل رشد است و حرارت عامل حرکت. این عامل بطور متعادل و همسو در بدن وجود دارند. هر گاه هر کدام کاهش یا افزایش یافت موجب تغییراتی اساسی در ساختار بدن و رفتار وی می گردد. بر اساس این دیدگاه رطوبت در تن طفل دختر بیشتر است و این عامل موجب آرامش و کندی حرکات و لطافت پوست و درشتی چشمان و زیبایی و تفاوت ساختمان صورت وی با پسر می شود.

علی ایحال این روند رشد و تحرک در بدن طفل ادامه می یابد تا در سنین بین دوازده تا چهارده سالگی، ضریب رشد در تن دختران نسبت به پسران افزایش می یابد. این تغییر در بروز اندام زنانه و وزن آشکار می گردد و این سن با شروع دوران قاعدگی همراه است. سن قاعدگی و یا افزایش آن به تناسب مزاج دختران متفاوت است. و این تفاوت تابع محورهای ذیل است:

1-   مزاج سرشتی دختر

2-   موقعیت جغرافیایی محل تولد و رشد

3-   نوع غذای غالب

چنانچه مزاج سرشتی دختر گرم تر باشد و محل تولد و رشد آن در موقعیت جغرافیایی گرمسیری باشد و بیشتر غذای مصرفی وی گرم مزاج باشد سن قاعدگی کمتر خواهد بود و چنانچه، مزاج سرشتی وی سرد باشد و موقعیت جغرافیایی و محل تولد و زیست او سردسیر باشد و غذای وی نیز از نوع سردی ها، زمان بروز قاعدگی وی دیرتر خواهد بود.

مثل اینکه سن بروز قاعدگی یک دختر در عربستان از نه سالگی شروع می شود و در اهواز و آبادان یازده تا دوازده سالگی و در تهران سیزده سالگی و در آذربایجان و روسیه 14 تا 15 سالگی و در سیبری به 17 سالگی می انجامد.

همچنانکه شیب حرکت از گرما به سرما در موقعیت زیست سن قاعدگی را تغییر میدهد، مزاج دختر و مزاج غذای غالب وی نیز چنین نقشی را ایفا می کند، و علاوه بر آن عوامل فوق در رفتارهای بالینی دختر در هنگام قاعدگی اثر می­گذارد. یعنی اگر چنانچه مزاج وی سردی زیادی داشته باشد قاعدگی وی با درد همراه است و یا مقدار ریزش آن زیاد است واگر مزاج وی سرد نباشد قاعدگی توأم با درد ندارد.

بنابراین چگونگی قاعدگی نیز تابع سردی مزاج سرشتی کامل و یا مزاج اندام جنسی اوست.

از همین جا نوسانات اخلاقی و رفتاری زن شروع می شود و رفتار زنان در هنگام قاعدگی تغییر می­کند. بی حوصلگی، زودرنجی، آسیب پذیری روانی ، نگرانی بیهوده، آسیب پذیری جسمی زن در این زمان خیلی بیشتر از سایر زمانهاست. از این رو در سلسله دستورات اسلامی خیلی از رفتارها از وی سلب می گردد. مانند اینکه غسل و وضو و نماز ندارد و نزدیکی با وی غلط است و صیغه طلاق در این زمان جاری  نمی­شود.

و بدیهی است که مشورت با زنان در این شرایط با مشاوره­های منفی بافانه و مأیوسانه همراه خواهد بود ومشاوران در تمامی ابعاد منفی و احتمالات شکست موضوع را مورد توجه قرار خواهد داد. و انتظار حمایت جسورانه زن در این شرایط از تصمیمات مرد غیرعالمانه است، چون شرایط طبیعی تن زن شرایطی شبیه بیماری است. اگر بخواهیم نقش تأثیر حالت مزاجی فرد را در مشاوره های او درک کنیم، کافی است مقداری سرکه یا شربت آبلیمو و یا ماست و خیار بخوریم و موضوعی را مورد بحث قرار دهیم و سپس نتیجه بحث خود را با زمان دیگری که در آن شربت، عسل یا مقداری خرما و یا ارده شیره ویا شربت زنجبیل خورده ایم مقایسه کنیم، درخواهیم یافت که نحوه تصمیم گیری در این دو موقعیت کاملاً متفاوت خواهد بود و غذاهای سرد مزاج اثری منفی روی تصمیم سازی انسان دارد و برعکس غذای گرم مزاج بر شجاعت انسان در تصمیم گیری می افزاید.

بنابراین نباید نوسان رفتار زن در این شرایط را به حساب شخصیت وی بگذاریم، بلکه ناشی از تغییر طبیعت اوست.

یک زن که مزاج سرشتی او سرد است باردار می شود و چنانچه حمل او نیز دختر باشد، – سردی مزاج وی افزایش می یابد – و اگر چنانچه در طول بارداری از غذاهای سرد مزاج نیز استفاده کند، انقباض رحم او بیشتر می شود و وضع حمل طبیعی برای او شکل می گیرد و چنانچه این زن در موقعیت سردسیری و یا مرطوب مانند شمال کشور زندگی کند به این سردی نیز افزوده می شود و پزشک برای تسهیل وضع حمل از جراحی استفاده می کند و برای جراحی نیز لازم است تا از بیهوشی استفاده شود، ماده بیهوش کننده طب نوین نیز سرد کننده مغز و روان است، از این رو از میزان تحمل زن نسبت به مشکلات کاسته می شود – خونریزی ناشی از جراحی و نقاهت زایمان نیز نکته دوم و سومی است که به این وضعیت اضافه می شود – و چون برخلاف عرف طب سنتی غذاهای زن زایمان کرده نیز تعریف نشده و معمولاً از غذاهای سرد مزاج استفاده می شود و هیچ از کاچی تهیه شده با روغن حیوانی و غذاهای گرم قوت بخش برای زن زائو خبری نیست، از این جهت مجموعه عوامل سرد کننده تن و روان در این شرایط موجود است و کوچکترین حادثه میتواند زمینه را برای افسردگی زن فراهم نماید. لذا می بینیم که افسردگی پس از زایمان یک بیماری شایع در زنان می­شود. در حالیکه این افسردگی از دیدگاه طب سنتی امری طبیعی است و ناشی از سردیهای متواتر جسمی، مغزی و جنسی و روانی و غذایی است و کاملاً قابل پیشگیری و درمان است. و راه درمان و پیشگیری آن نیز در گرو تعدیل مزاج زن با خوراک گرمیهاست.

اگر افسردگی زن مورد توجه قرار نگرفت و بر این حالت باقی ماند و یا حتی به درمان افسردگی با استفاده از داروهای شیمیایی پرداخت، یکی از داروهای مورد استفاده برای افسردگی آمی تریپتیلین است که این دارو نیز دارای مزاجی سرد است، نشان سردی این دارو این است که زن پفالو و چاق می شود و خواب او افزایش می­یابد و تمایل جنسی زن کاهش پیدا می­کند. از سویی ، زمینه سردی شدید پدید آمده در تن و روان زن باقی است واز سویی دیگر خوراک داروی شیمیایی بر سردی زن افزوده است و این افزایش سردی موجب کاهش شدید تمایل جنسی زن و قصور او در روابط زناشویی و آسیب پذیری شدید روانی و زودرنجی وی می گردد و اینهمه موجب بروز اختلافات زناشویی در خانواده­ها و نهایتاً زمینه بروز طلاق  می­شود  و یکی از    زمینه­های بسیار مهم طلاق در دوران اول زندگی زناشویی در حقیقت اختلاف ناشی از اختلال رفتار جنسی است که معمولاً در دادنامه­ها ذکر نمی گردد.

به تعبیری دیگر تعدیل مزاج نقشی اساسی در زندگی زنان ایفا می­کند و همین روند در ساختمان بدن زن موجب بروز چاقی موضعی در اندام میانی می شود.

نقش مزاج زن در پذیرش نوع بیماری و رفتار اجتماعی

مجموعه تغییرات رفتاری  هرکس تابع مزاج اوست. زنان نیز از این قاعده مستثنی نیستند – و چون مزاج سرشتی زنان نسبت به مردان سرد است استعداد آسیب پذیری آنان نسبت به بیماری نیز بیشتر است و همین زمینه مزاجی در رفتار و تفکرات آنان اثر میگذارد و واکنشی متفاوت با مردان در مسائل بروز میدهد – و این تغییر واکنش امری طبیعی است و قابل ارزش گذاری نیست، همین نکته به تبع رطوبت و مزاج زن ، ریزبینی ، حساس و دقیق بودن و لطافت در رفتار و مهر و عطوفت بیشتر در زنان بیشتر است و حضور اینگونه احساس و نگرش و رفتار در کنار مرد موجب تعدیل خشونت و ایجاد انعطاف و دقت و همسو نگری می گردد.

در ادامه زندگی زنان بلحاظ سردی استعداد پذیرش بیماریهای سرد را بیشتر دارند – و چون سردی در نیمه دوم عمر یعنی از سی و پنج سالگی به بعد بیشتر می شود- گرایش آنان بسوی بیماری بیشتر می شود و این پدیده در افراد گرم مزاج در نیمه اول عمر اتفاق می­افتد.

بنابراین از دیدگاه طب سنتی و اسلامی طب زنان طبی متفاوت با طب مردان می شود- و باید بررسی بیماریهای زنان با نگاه و زمینه­ای متفاوت صورت بگیرد و تعریف تعادل سلامت برای زنان با تعریف تعادل سلامت برای مردان بطور جداگانه انجام شود –  همچنانکه در خیلی از معیارهای طب نوین نیز این موضوع مدنظر قرار گرفته است.

امیدوارم با درک مطالب کتاب نوشته شده توسط جناب آقای دکتر محمد دریایی که با وسعت نظر و اندیشه تدوین شده – و بیماریهای زنان را از دیدگاه دو مکتب طب نوین و طب سنتی و اسلامی بررسی نموده است – زمینه ای مناسب تر برای درمان بیماریهای زنان پدید آید و به روزی برسیم که تمامی بیماریها را قبل از بروز درمان کرده باشیم و ارزیابی نظام سلامت را از طریق توسعه پیشگیری بررسی نمائیم نه از طریق شمارش و بیماران و تعداد تخت های بیمارستانی.

به امید موفقیت روزافزون نویسنده محترم و تمام دست اندرکاران نظام سلامت.

والله الموفق و هوالمستعان

حسین خیراندیش

27/7/89 روز تولد امام رضا علیه السلام – تهران

 

 


فرستاده شده در مزاج شناسی | بدون نظر

ارسال نظر